برای بهرام بیضایی
صفی یزدانیان
او بسیار چیزها بود و به کسی که بسیار چیزهاست از بسیار جنبهها میتوان نگریست. او بسیار چیزها بود و به هیچکدام از چیزهایی که بود قناعت نداشت. دیگران با داشتن سایهی فقط یکی از چیزهایی که او بود عمری دور افتخار میزنند. نمیدانم تا کجا برایش مهم بود که دنیا گوشهای از بسیار چیزهایی که او بود را بشناسد. برتولت برشت نوشته:…
صفی یزدانیان
تکهای از آنی هال را گذاشته بودند، همان صحنهی معروف بعد از تمرین تنیس بود. آلوی سینگر دارد بساطش را جمع میکند و آنی دم در این پا و آن پا میکند و هر دو میخواهند معطل کنند تا دیگری تصمیم محکمی بگیرد که بالاخره یکی یکی را برساند و هر چه میشود بشود اما همینجا از هم خداحافظی نکنند. اما من از…
حاشیههای جشنوارهی فیلم تورنتو ۲۰۲۵
کیمیا خطیبزاده
ماه اوت سالگرد ورودم به تورنتوست و سپتامبر ماه تیف. سال اولی که آمدم تورنتو، تیف را یادم نیست. فکر کنم حوالی خیابان کینگ در روزهای جشنواره قدمی زده بودم و از دور هیاهوی آدمها و صفها و غرفههای خوراکی مجانی را دیده بودم. هیچ ایدهای نداشتم بازیگران و کارگردانان از کجا وارد میشوند، فرش قرمز کجاست، چه فیلمهایی روی پرده هست. حتی…
فیلمهایی در فستیوال فیلم تورنتو (TIFF 2025)
صفی یزدانیان
روزی را خیال میکنم که ویلیام شکسپیر در فستیوال محلی تاتر استراتفورد جایزهی بهترین نمایشنامه را بابت ریچارد سوم گرفت و خوش و خندان جایزهاش را به خانه برد و به آن هاتاوی و بچهها نشان داد، و همان شب زوج خوشحال بهترین لباسهاشان را پوشیدند، به میکدهی نزدیک رفتند و یک نقاش محلی از نویسندهی موفق و جایزهاش طرحی کشید که زن…
داستان
مهسا قنبرپور
سحر توی دستشویی نشسته. نگاهش از خمیردندانِ تهکشیدهی توی لیوان و مسواک بنفش و مسواک آبی میرسد به آینهی لکدار و شیر آب که باز است. سر میچرخاند سمت پنجرهی دور هواکش. چیزی توی دلش منقبض میشود. زیر دلش میسوزد، بالای پلکش هم. سینهاش میخارد. دست میکشد به گردناش که گرفته، و بعد به لب پاییناش که چاک خورده. زل میزند به پنجره….
مجید اسلامی
به فیلمهای بتی دیویس فکر میکنم. این که کدام برای بحث «بازیگری آمریکایی» ـ موضوع کلاس امروز ـ مناسب است: جزبل، روباههای کوچک (هر دو ویلیام وایلر)، یا یک زندگی ربوده شده (کرتیس برنهارت)؟ از فیلمهای کاترین هپبرن داستان فیلادلفیا (جرج کیوکر) را انتخاب کردهام، و برای شروع بحث، یک شب اتفاق افتاد فرانک کاپرا و بازی تیپیکِ کلارک گیبل و کلودت کولبرت،…
گفتوگوی شهرام مکری و مجید اسلامی دربارهی سریال «نوجوانی»
در پادکست فایل صوتی جلسهایست که در خرداد ماه ۱۴۰۴ با حضور شهرام مکری و مجید اسلامی در مجموعهی «بلکباکس» برگزار شد و طی آن به جنبههای فرمی سریال «نوجوانی» (بهویژه تکنیک لانگتیک) پرداخته شد. Views: 637 مطالب مرتبط: «پستمدرنیسم» در سینما و هنرهای دیگر پادکست دربارهی فصل پایانی «بازی تاج و تخت» پادکست دوم دربارهی جشنواره فیلم فجر قتلی که تکثیر میشود…
دوازده و یک شب
مجید اسلامی
چهارشنبه ۲۸ خرداد ـ شب غمگینیست. صدای انفجارها و غرش پدافندها موقتا فروکش کرده، ولی این بیشتر شبیه یک آرامش قبل از طوفان است. اینترنت قطع شده. میگویند موقتیست، ولی معلوم نیست چه مدت. این دیگر تیر خلاص است. پیشتر مسئلهی اصلی انفجارها بود که چهارپنج روزی هست شروع شده، و مثل گیوتینیست که هر بار بر سر کسانی فرود میآید. خانههایی که…
دربارهی «علت مرگ نامعلوم» (علی زرنگار)
حامد ستاری
مرد جوان پشت فرمان ماشین با چشم گریان در تاریکی رانندگی میکند. در کنارش مرد تودار فیلم نشسته. صورتشان را گاه به گاه نور قرمزی روشن میکند. از گفتوگویشان میفهمیم که باید پولی جور کنند برای نجات جان عزیزی، تا عزایش را «گردن بدبختی» نیندازند و چون دستشان به هیچ جا بند نیست، باید از همین ماشین درب و داغان زیر پایشان شروع…
گفتوگو با کارلا سیمون دربارهی «آلکاراس»
کارلا سیمون، کارگردان اسپانیایی اهل ایالت کاتالونیا و متولد سال ۱۹۸۶، فقط با دو فیلم توانسته موقعیت خود را در سینمای معاصر اروپا تثبیت کند. او در سال ۲۰۰۹ در رشتهی مطالعات سینمایی آکادمی بارسلونا فارغالتحصیل شد و بعدتر در مدرسهی فیلم لندن تحصیلاتش را ادامه داد. نخستین فیلم بلندش را با نام تابستان ۱۹۹۳ در سال ۲۰۱۶ ساخت که دربارهی واکنش یک…
برای بهرام بیضایی
صفی یزدانیان
او بسیار چیزها بود و به کسی که بسیار چیزهاست از بسیار جنبهها میتوان نگریست. او بسیار چیزها بود و به هیچکدام از چیزهایی که بود قناعت نداشت. دیگران با داشتن سایهی فقط یکی از چیزهایی که او بود عمری دور افتخار میزنند. نمیدانم تا کجا برایش مهم بود که دنیا گوشهای از بسیار چیزهایی که او بود را بشناسد. برتولت برشت نوشته:…
صفی یزدانیان
تکهای از آنی هال را گذاشته بودند، همان صحنهی معروف بعد از تمرین تنیس بود. آلوی سینگر دارد بساطش را جمع میکند و آنی دم در این پا و آن پا میکند و هر دو میخواهند معطل کنند تا دیگری تصمیم محکمی بگیرد که بالاخره یکی یکی را برساند و هر چه میشود بشود اما همینجا از هم خداحافظی نکنند. اما من از…
حاشیههای جشنوارهی فیلم تورنتو ۲۰۲۵
کیمیا خطیبزاده
ماه اوت سالگرد ورودم به تورنتوست و سپتامبر ماه تیف. سال اولی که آمدم تورنتو، تیف را یادم نیست. فکر کنم حوالی خیابان کینگ در روزهای جشنواره قدمی زده بودم و از دور هیاهوی آدمها و صفها و غرفههای خوراکی مجانی را دیده بودم. هیچ ایدهای نداشتم بازیگران و کارگردانان از کجا وارد میشوند، فرش قرمز کجاست، چه فیلمهایی روی پرده هست. حتی…
فیلمهایی در فستیوال فیلم تورنتو (TIFF 2025)
صفی یزدانیان
روزی را خیال میکنم که ویلیام شکسپیر در فستیوال محلی تاتر استراتفورد جایزهی بهترین نمایشنامه را بابت ریچارد سوم گرفت و خوش و خندان جایزهاش را به خانه برد و به آن هاتاوی و بچهها نشان داد، و همان شب زوج خوشحال بهترین لباسهاشان را پوشیدند، به میکدهی نزدیک رفتند و یک نقاش محلی از نویسندهی موفق و جایزهاش طرحی کشید که زن…
داستان
مهسا قنبرپور
سحر توی دستشویی نشسته. نگاهش از خمیردندانِ تهکشیدهی توی لیوان و مسواک بنفش و مسواک آبی میرسد به آینهی لکدار و شیر آب که باز است. سر میچرخاند سمت پنجرهی دور هواکش. چیزی توی دلش منقبض میشود. زیر دلش میسوزد، بالای پلکش هم. سینهاش میخارد. دست میکشد به گردناش که گرفته، و بعد به لب پاییناش که چاک خورده. زل میزند به پنجره….
مجید اسلامی
به فیلمهای بتی دیویس فکر میکنم. این که کدام برای بحث «بازیگری آمریکایی» ـ موضوع کلاس امروز ـ مناسب است: جزبل، روباههای کوچک (هر دو ویلیام وایلر)، یا یک زندگی ربوده شده (کرتیس برنهارت)؟ از فیلمهای کاترین هپبرن داستان فیلادلفیا (جرج کیوکر) را انتخاب کردهام، و برای شروع بحث، یک شب اتفاق افتاد فرانک کاپرا و بازی تیپیکِ کلارک گیبل و کلودت کولبرت،…
گفتوگوی شهرام مکری و مجید اسلامی دربارهی سریال «نوجوانی»
در پادکست فایل صوتی جلسهایست که در خرداد ماه ۱۴۰۴ با حضور شهرام مکری و مجید اسلامی در مجموعهی «بلکباکس» برگزار شد و طی آن به جنبههای فرمی سریال «نوجوانی» (بهویژه تکنیک لانگتیک) پرداخته شد. Views: 637 مطالب مرتبط: «پستمدرنیسم» در سینما و هنرهای دیگر پادکست دربارهی فصل پایانی «بازی تاج و تخت» پادکست دوم دربارهی جشنواره فیلم فجر قتلی که تکثیر میشود…
دوازده و یک شب
مجید اسلامی
چهارشنبه ۲۸ خرداد ـ شب غمگینیست. صدای انفجارها و غرش پدافندها موقتا فروکش کرده، ولی این بیشتر شبیه یک آرامش قبل از طوفان است. اینترنت قطع شده. میگویند موقتیست، ولی معلوم نیست چه مدت. این دیگر تیر خلاص است. پیشتر مسئلهی اصلی انفجارها بود که چهارپنج روزی هست شروع شده، و مثل گیوتینیست که هر بار بر سر کسانی فرود میآید. خانههایی که…
دربارهی «علت مرگ نامعلوم» (علی زرنگار)
حامد ستاری
مرد جوان پشت فرمان ماشین با چشم گریان در تاریکی رانندگی میکند. در کنارش مرد تودار فیلم نشسته. صورتشان را گاه به گاه نور قرمزی روشن میکند. از گفتوگویشان میفهمیم که باید پولی جور کنند برای نجات جان عزیزی، تا عزایش را «گردن بدبختی» نیندازند و چون دستشان به هیچ جا بند نیست، باید از همین ماشین درب و داغان زیر پایشان شروع…
خواندنیهای منتخب سایت چهار
- صفی یزدانیان
تکهای از آنی هال را گذاشته بودند، همان صحنهی معروف بعد از تمرین تنیس بود. آلوی سینگر دارد بساطش را جمع میکند و آنی دم در این پا و آن پا میکند و هر دو میخواهند معطل کنند تا دیگری تصمیم محکمی بگیرد که بالاخره یکی یکی را برساند و هر چه میشود بشود اما همینجا از هم خداحافظی نکنند. اما من از…
- کیمیا خطیبزاده
ماه اوت سالگرد ورودم به تورنتوست و سپتامبر ماه تیف. سال اولی که آمدم تورنتو، تیف را یادم نیست. فکر کنم حوالی خیابان کینگ در روزهای جشنواره قدمی زده بودم و از دور هیاهوی آدمها و صفها و غرفههای خوراکی مجانی را دیده بودم. هیچ ایدهای نداشتم بازیگران و کارگردانان از کجا وارد میشوند، فرش قرمز کجاست، چه فیلمهایی روی پرده هست. حتی…
- صفی یزدانیان
روزی را خیال میکنم که ویلیام شکسپیر در فستیوال محلی تاتر استراتفورد جایزهی بهترین نمایشنامه را بابت ریچارد سوم گرفت و خوش و خندان جایزهاش را به خانه برد و به آن هاتاوی و بچهها نشان داد، و همان شب زوج خوشحال بهترین لباسهاشان را پوشیدند، به میکدهی نزدیک رفتند و یک نقاش محلی از نویسندهی موفق و جایزهاش طرحی کشید که زن…
- مهسا قنبرپور
سحر توی دستشویی نشسته. نگاهش از خمیردندانِ تهکشیدهی توی لیوان و مسواک بنفش و مسواک آبی میرسد به آینهی لکدار و شیر آب که باز است. سر میچرخاند سمت پنجرهی دور هواکش. چیزی توی دلش منقبض میشود. زیر دلش میسوزد، بالای پلکش هم. سینهاش میخارد. دست میکشد به گردناش که گرفته، و بعد به لب پاییناش که چاک خورده. زل میزند به پنجره….
- مجید اسلامی
به فیلمهای بتی دیویس فکر میکنم. این که کدام برای بحث «بازیگری آمریکایی» ـ موضوع کلاس امروز ـ مناسب است: جزبل، روباههای کوچک (هر دو ویلیام وایلر)، یا یک زندگی ربوده شده (کرتیس برنهارت)؟ از فیلمهای کاترین هپبرن داستان فیلادلفیا (جرج کیوکر) را انتخاب کردهام، و برای شروع بحث، یک شب اتفاق افتاد فرانک کاپرا و بازی تیپیکِ کلارک گیبل و کلودت کولبرت،…
- ایران, سینما, منتخب, نشریه چهار, نقد
- حامد ستاری
مرد جوان پشت فرمان ماشین با چشم گریان در تاریکی رانندگی میکند. در کنارش مرد تودار فیلم نشسته. صورتشان را گاه به گاه نور قرمزی روشن میکند. از گفتوگویشان میفهمیم که باید پولی جور کنند برای نجات جان عزیزی، تا عزایش را «گردن بدبختی» نیندازند و چون دستشان به هیچ جا بند نیست، باید از همین ماشین درب و داغان زیر پایشان شروع…
تماس با سایت چهار
چنانچه مایل به ارسال مطالب خود به سایت چهار هستید از این زیر تماس بگیرید
Views: 19650