آیدا در راه

آیدا در راه

  فضا تاریک است. جز صفحه‌ی روشن لپ‌تاپ همه‌جا تیره‌ست و هیچ چیز دیده نمی‌شود. ما هم مثل مرد که قوز کرده و زل زده به روشنی صفحه، هیچ چيز دیگری نمی‌بینیم جز سیاهی مطلق و یک چهارگوش سفید و سطرهایی که روش ردیف شده‌اند و تقریبا نیمش را پر کرده‌اند. برخلاف مرد که دارد …

گفت‌وگو با نسیم احمدپور

گفت‌وگو با نسیم احمدپور

مجید اسلامی: قبل از هر چیز می‌خواستم درباره‌ی کار دراماتورژ در تئاتر توضیح بدهید. از دراماتورژی تعریف‌های مختلفی وجود دارد و درنتیجه این سِمت مشخص‌کننده‌ی کاری که انجام می‌دهی نیست. یعنی هر دراماتورژی ممکن است حوزه فعالیتش را طور متفاوتی توضیح بدهد. کاری که من انجام می‌دادم کاری بود در حد فاصله‌ی نویسنده و کارگردان. …

سفرنامه تالین – 4

سفرنامه تالین – 4

وقتی اولین بار به جایی سفر می‌کنی، هیجان‌انگیزترین چیز تجربه‌ی کشف یک جغرافیای تازه است؛ کشف خیابان‌ها و کوچه‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌ها و سردرآوردن از روابط جغرافیایی؛ این که کدام کوچه به کدام خیابان راه دارد و در هر فضایی چه روابطی حاکم است. چند روز که می‌گذرد، معماها حل می‌شود، فضا آشنا می‌شود، و …

سفرنامه تالین – 3

سفرنامه تالین – 3

سالن‌های سینما هر کدام هویت خودشان را دارند. سینما سوپروس فقط یک سالن سینماست، کوکاکولا یک مولتی‌پلکس چند سالنه‌ست و سولاریس پردیسی سینمایی در دل یک مجتمع تجاری‌ست که در آن یک کتاب‌فروشی خیلی بزرگ و یک سلف‌سرویس بزرگ و یک هایپرمارکت هم هست. سوپروس برای یک عشق‌سینما حال و هوای بهتری دارد، ولی سولاریس …

سفرنامه تالین – 2

سفرنامه تالین – 2

چمدان‌ها سرانجام از راه رسیدند. ابتدا خبر رسید که پیدا شده‌اند و هنوز در استانبول‌اند، ولی تگ جدید روی‌شان نخورده و شماره‌ تگ‌شان با چیزی که ما ثبت کرده‌ایم فرق دارد. قیافه‌ی کارمند ترکیش در استانبول را که تگ‌های قبلی را کَند و تگ جدید را صادر کرد خوب یادم است. واقعا گیج بود. بعد …

سفرنامه‌ تالین- 1

سفرنامه‌ تالین- 1

فرودگاه امام نسبتا شلوغ است، ولی بر خلاف انتظارم (از پرواز استانبول پارسال در سفر سویس)، صف کارت پرواز خلوت است. بارها را راحت تحویل می‌دهیم. همه‌ی مقدمات سر وقت انجام می‌شود و به‌موقع سوار هواپیما می‌شویم. اما ، پرواز تاخیر می‌خورد، به دلیل مشکلات فنی. به‌مرور مسافرها نگران می‌شوند. خیلی‌ها در استانبول باید به …

سفرنامه‌ی گرجستان

سفرنامه‌ی گرجستان

  درخت آرزو. اسمش همین بود. نٌه ساله که بودم، دوشنبه‌ها با دختردایی‌ها و پسردایی‌ها می‌رفتیم «کانون فیلم». کانون اسم انجمنی بود که کارش نمایش فیلم‌های مستقل دنیا در آن روزهای اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی و پنجاه شمسی بود؛ سال‌های نخستین بعد از انقلاب سال ۵۷ در ایران. همیشه برایم سوال بوده و هنوز هم، …

سبز، تویی که سبز می‌خواهم

سبز، تویی که سبز می‌خواهم

دایو پیتر پن. در مجموعه اصطلاحات فوتبال، تمارض را این طور تعریف می‌کنند: «خود را به عمد بر زمین انداختن به قصد گرفتن پنالتی یا ضربۀ آزادی ناجوانمردانه». در قوانین فوتبال، هر حرکتی به منظور فریب داور، جعل آسیب‌دیدگی و شبیه‌سازی، «رفتار غیرورزشی» تلقی و با کارت زرد جریمه می‌شود. تمارض مسئله‌ای کاملاً سوبژکتیو و …

‌باربارا استن‌ويک و راز نگاهش

‌باربارا استن‌ويک و راز نگاهش

روبر برسون در شرح شخصيت آن الاغ دربه‌درِ قديس‌وار – بالتازار – گفته بود که سرگذشت اين حيوان بيش از هر کسي به ولگردِ چاپلين شبيه است. يک بار هم می‌شود ناگهان بالتازار را به اين چشم، يا با گوشه چشمی به اين تعبير خالقش ديد. چاپلين به هر دری می‌زند که آسوده باشد، اما …

قاعدۀ بازی

قاعدۀ بازی

خانه، مورد هجوم است. درست مثل جسدی که تازه از تپندگی زندگی افتاده و آرام آرام بافت‌هایش در برابر حملۀ موجودات تجزیه‌گر از هم می‌پاشد و می‌پوسد، و آن‌چه پناهگاه حضور گریزپایی به نام زندگی بوده حالا تبدیل می‌شود به کمین‌گاه مرگ. درست مثل جسد پدر، که دختر آن را گروگان گرفته در اتاق، و …

دیدار با هاروی وینستین

دیدار با هاروی وینستین

یکی دو هفته‌ای هست که قصه‌ی هاروی وینستین، تهیه‌کننده‌ی مشهور هالیوود و مدیر کمپانی میراماکس و آزارهایش به ستاره‌های سینما، همه‌ی نشریات مهم غرب را به خود اختصاص داده و روزی نیست که ستاره‌ی دیگری به فهرست بازیگران زنی که توسط او مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند اضافه نشود. خیلی‌ها هم در این باره اظهار …

دیوانه‌ی آرام خیابان کویین

دیوانه‌ی آرام خیابان کویین

  کتری برقی را روشن می‌کنم و تا آب جوش بیاید دست و صورتم را می‌شویم. نیمی از خستگی‌ام با کرم ضدآفتاب روی پوست صورتم، در صابون مخصوص پوست چرب حل می‌شود و به فاضلاب می‌رود. هیچ‌وقت نفهمیدم چرا خانم‌هایی که پوست خشک دارند فکر می‌کنند که خیلی خوش به حالم است که پوست صورتم …

مینیمالیسم در سینما

مینیمالیسم در سینما

این مقدمه‌ای‌ست که برای کاتالوگ سینما‌تک موزه‌ی هنرهای معاصر نوشتم. برای برنامه‌ای که از چهارشنبه‌ نوزدهم مهر شروع می‌شود و در آن دوازده فیلم از چهار سینماگر مهم گذشته و حال سینمای دنیا (یاسوجیرو ازو، کلر دنی، آکی کوریسماکی و کلی رایکارد) به نمایش درمی‌آید. اصطلاح مینیمالیسم ابتدا در هنرهای تجسمی و موسیقی، و بیش‌تر …

سفرنامه‌ی روسیه – بخش دوم: (7 و 8 و 9)

سفرنامه‌ی روسیه – بخش دوم: (7 و 8 و 9)

هفت. نشسته‌ایم در قایق و می‌رویم در خلیج فنلاند. از سمت شرق، نوا می‌ریزد به خلیج و بعد راه پیدا می‌کند به دریای بالتیک. روی نقشه رودهای دیگر را دنبال می‌کنم، رودهایی از فنلاند، استونی و روسیه، با اسم‌هایی که زیبایی‌شان فقط درخور یک رود شمالی‌ست: ناروا که انگار دوقلوی نواست، لوگا که ظریف و …

سفرنامه روسیه – بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (پنج و شش)

سفرنامه روسیه – بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (پنج و شش)

  پنج. مهراد می‌گوید آن‌قدر در سنت‌پیترزبورگ کلیسا می‌بینیم که از هر چه کلیسا زده شویم. اما بیش‌تر از خود کلیساها، توضیحات مهراد کسالت‌بار است، و تاتیانا هم نیست که بگوید کبوتر نماد چی است و بره و مار نماد چی، و ولادیمیر هم انگار کلیسا با عوالم فلسفی‌اش جمع نمی‌شود. مهراد در کلیسای قلعۀ …

سفرنامه روسیه – بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (چهار)

سفرنامه روسیه – بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (چهار)

چهار. مهراد می‌گوید جایی که قرار است برای ناهار برویم، شبیه عروسی‌ای‌ست در ویلایی در شمال که طرف وُسع مالی‌اش کم بوده. جایی که می‌گوید، هتل «پوتمکین» شهر پوشکین، بیش‌تر یادآور بلمی ساده است تا رزم‌ناو پوتمکین، و بیش‌تر یادآور شاعری محلی و کم‌آوازه تا پوشکین. مهراد راست می‌گوید. دکوراسیون سالن غذاخوری هتل پوتمکین، مو …

درباره‌ی «کوه» امیر نادری

درباره‌ی «کوه» امیر نادری

من و فرزاد پورخوشبخت هر دو به یک اندازه عاشق «دونده‌» بودیم (و به یک اندازه از برخی نقدهای منفی زمان اکران فیلم خشمگین بودیم) و این در تحکیم دوستی‌مان نقش داشت. نمایش «کوه» (فیلم تازه‌ی امیر نادری) را بهانه کردیم تا با هم از امیر نادری و سینمایش بگوییم. این‌ گفت‌وگو البته بیش از …

ستبرتر از زندگی

ستبرتر از زندگی

همیشه در دنیاهای خیالی زندگی کرده‌ام. دنیاهایی موازی این دنیا، دنیاهایی جادویی‌تر و در عین حال واقعی‌تر، که گاه از خیال خودم مایه می‌گرفتند و گاه از آفریده‌های دیگران، از کتاب‌ها و فیلم‌ها. هری پاتر اولین دنیای پیش‌ساخته‌ای بود که پایم را تویش گذاشتم، دنیایی که همان‌قدر حاضر و آماده بود که راه می‌داد به …

سفرنامه روسیه- بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (سه)

سفرنامه روسیه- بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (سه)

  سه. مهم‌ترین فرق مسکو و سنت‌پیترزبورگ این است که در مسکو مهراد پرحرف بود و وقتی هم حرف نمی‌زد، الکساندر اول شهرام شب‌پره می‌گذاشت و کسی به این فکر نمی‌افتاد که هدفون بکند در گوشش. حالا اما نشسته‌ایم در اتوبوس و جایی دوری می‌رویم، جایی خارج شهر. بعضی‌ها خواب‌اند، بعضی‌ها آهنگ گوش می‌کنند و …

سفرنامه روسیه- بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (دو)

سفرنامه روسیه- بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (دو)

دو. تولد صبا معلق بود میان مسکو و سنت‌پیترزبورگ و او می‌ترسید جایی آن بالا، در مرز شهرهای روسیه که نام‌هاشان یکی از آن یکی سخت‌تر و غریب‌تربود، گم‌اش کند. من هیچ وقت روز تولدم در هواپیما، در جاده یا روی آب نبوده‌ام و صبا حسابی فخر می‌فروشد که در روسیه پانزده‌ ساله می‌شود، البته …

درباره‌ی «رگ خواب» حمید نعمت‌الله

درباره‌ی «رگ خواب» حمید نعمت‌الله

  امتیاز (از ۵ ستاره): 1/2* ۱. در تیتراژ اولین فیلم حمید نعمت‌الله بوتیک نام خانوادگی او «نعمت‌ اله» نوشته شده، رسم‌الخطی قدیمی با یک لام محذوف. بعد از بوتیک همیشه چیزی در سینمای نعمت‌الله کم بوده، لام محذوفی که تماشای بی‌پولی، آرایش غلیظ و رگ خواب را برایم هر بار به تجربه‌ای همراه با …

سفرنامه روسیه – بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (یک)

سفرنامه روسیه – بخش دوم: سنت‌پیترزبورگ (یک)

یک. ولادیمیر نیامده. ما با مهراد تنها آمده‌ایم لب نِوا [Neva]. سرد است و خواب‌آلودیم و رد شدن کشتی‌های تفریحی بزرگ – خود تایتانیک هم که باشد – برای‌مان جذابیتی ندارد، و همین‌طور توضیحات مهراد دربارۀ ساختمان سبز و زرد پشت سرمان که ساختمان نیروی دریایی است و هیچ نمی‌فهمم چرا راه‌راهِ آبی و سفید …

چه رازی در «گيم آو ترونز» پنهان است؟

چه رازی در «گيم آو ترونز» پنهان است؟

اسيری را به نگهبانی، سلحشوری را به لات تنومندی، شاهزاده‌ای را به بانويی و هر کسی را که به هر کسی بسپرند تا به مکاني ديگر ببردش در اين گيم آو ترونز (اسمش همين است ديگر، به هم نمی‌گوييم «بازی سريران» را ديده‌ای يا نه) در پايان، يا از نيمه‌ی راه آغاز می‌کنند به درک …