زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت. . . .

بورخس و نقاب‌‌های دیگر

کافکا درباره‌ی پله‌هایی که در اداره‌ها آدم‌ها از آن بالا و پایین می‌روند چیزی گفته که مثل خیلی از گفته‌ها و نوشته‌های او نباید دنبال معنایش گشت. برای او پله‌های ادارات ساخته نشده‌اند که کارمندها و ارباب رجوع را به طبقات مختلف برسانند، پله‌ها بهانه‌ای برای بالا و پایین رفتن آدم‌ها هستند و بس. برای […]

You cannot copy content of this page