زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت. . . .

در غربت

عکس‌ها:‌ سیدمهدی موسوی‌تبار تصویر آن‌چه غریبه است ترسناک است. و در تئاتر بیگانه در خانه غریبگی اول و روبنایی، غرابت بصری‌ست. در ابتدا در تاریکی صحنه‌ یک خانه می‌بینی، با دیوارها و پنجره‌‌های آشنا. یک خانه می‌بینی و یک پرده بالایش. کمی نور می‌آید و جملاتی روی پرده می‌افتد. فکر می‌کنی این پرده برای متن‌ها و […]

ترانه‌ی فیلم «در باب جسم و جان»

(فایل موسیقی ظاهرا فقط در ویندوز پخش می‌شود)  Laura Marling Lyrics “What He Wrote” Forgive me, Hera, I cannot stay He cut out my tongue There is nothing to say Love me, oh Lord He threw me away He laughed at my sins In his arms I must stay He wrote I’m broke Please send […]

تحلیل بصری «در باب جسم و جان»

برخی فیلم‌ها فقط قصه می‌گویند. برخی قصه‌ را با تصویر می‌گویند. و فقط معدودی فیلم‌ها تصویر را در جایگاهی شاید مهم‌تر از قصه می‌نشانند. این‌ها فیلم‌هایی‌اند که با تعریف کردن قصه‌شان نمی‌شود تجسم‌شان کرد. فیلم‌هایی که فقط باید دید. جایگاه والای استادان بزرگ تاریخ سینما برای من بیش از هر چیز به تصاویر فیلم‌های‌شان ربط […]

ناپدید شدن گوزن مقدس

زلزله آمده. ایستاده‌ام دم در خانه و همسایه‌ها را نگاه می‌کنم که سگ و گربه‌ به بغل، صندوق‌ ماشین‌ را پر می‌کنند از پتو و رخت و لباس و راه می‌افتند، نمی‌دانم به کجا. برای این که حواسم را پرت کنم می‌چرخم در اینترنت و نگاه می‌کنم اگر یک زلزلۀ اساسی بیاید، چه فوتبال‌هایی را […]

You cannot copy content of this page