زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت. . . .

از روح‌ نمی‌ترسم!

دختر‌ جوانی به نام مارینا‌ آمده به شهر ویگوی منطقه‌ی گالیسیا برای گرفتنِ گواهی از اداره‌ی ثبت احوال در مورد هویت پدر و مادر بیولوژیکش، تا بتواند برای بورسیه‌ی تحصیلی دانشگاه اقدام کند. او در بارسلونا بزرگ شده و ظاهرا اولین باری‌ست که تنها سفر می‌کند. دوربین دستش است و بعدتر می‌فهمیم که می‌خواهد «سینما» […]

درباره‌ی «کوه» امیر نادری

من و فرزاد پورخوشبخت هر دو به یک اندازه عاشق «دونده‌» بودیم (و به یک اندازه از برخی نقدهای منفی زمان اکران فیلم خشمگین بودیم) و این در تحکیم دوستی‌مان نقش داشت. نمایش «کوه» (فیلم تازه‌ی امیر نادری) را بهانه کردیم تا با هم از امیر نادری و سینمایش بگوییم. این‌ گفت‌وگو البته بیش از […]

You cannot copy content of this page