پیش از شروع

یک ضرب‌المثل فرانسوی می‌گوید: «من مثل شترم. راه بیفتم دیگر نمی‌ایستم!» حالا حکایت من است با جشنواره کن. حالا که راه افتاده‌ام، دیگر نمی‌توانم متوقف شوم! حتی اگر شرایطی مثل امسال باشد که فیلم‌سازهای موردعلاقه‌ام در جشنواره حاضر نباشند و هواشناسی نشان دهد که با شروع جشنواره اکثر روزها ابری و بارانی خواهد بود و دمای هوا به عدد دلخواهم (۲۴ درجه) حتی در بعدازظهرها نزدیک نمی‌شود باز هم نمی‌توانی در مقابل افسون بازگشت به بولوار کروازت مقاومت کنی. این یعنی امسال از شنا کردن و قدم زدن در ساحل کن با پیراهن آستین کوتاه خبری نیست، یعنی باید چمدانت را پر کنی از لباس‌های دو فصل کاملا متفاوت و در روزهای جشنواره فقط به سالن‌های کاخ پناه ببری.
***
دو روز قبل از افتتاح جشنواره در کافه‌ای روبه‌روی کاخ جشنواره نشسته‌ام. هوا آفتابی‌ست. در شهر هنوز خبری از سینما و جشنواره نیست. امروز صبح در ساحل آدم‌های محلی را دیدم که آفتاب می‌گرفتند و آن‌ها که سر نترسی داشتند در این هوای خنک حتی شنا می‌کردند. روبه‌روی سردر کاخ چشمم به اکیپ نصب پوستر جشنواره می‌افتد. نگاه‌شان می‌کنم و از جدیت‌شان در کار کیف می‌کنم. حدود ده نفرند و با وسایل مجهز مشغول کارند. معلوم است که عاشق کارشان هستند. پوستر با ابعاد غول‌آسا را روی زمین پهن کرده‌اند. بعد چند طناب را برای بالا بردن این پوستر بزرگ آماده می‌کنند. جایی متوجه می‌شوند سر و ته پوستر در جهت اشتباهی قرار گرفته است. همدیگر را نگاه می‌کنند و سرهای‌شان را می‌خارانند. ترکیب جدیت این ده نفر با این حالت گیجی آدم‌های فیلم‌های ژاک تاتی به‌خصوص آقای اولو را به یادم می‌آورد. از این فاصله صداهای آن‌ها را نمی‌شنوم و همه چیز از این دور شکل یک کمدی صامت بانمک را به خود گرفته است.
***
کاتالوگ جشنواره را یک ساعت قبل گرفته‌ام و نگاهی به فیلم‌های بخش مسابقه می‌اندازم. روی کاغذ امسال دوره‌ی مورد ‌علاقه جشنواره برای من نیست. به‌خصوص وقتی می‌بینم کهنه‌کارها زیادند، سینماگرانی بزرگ که در دوران اوج حرفه‌شان نیستند. در یک نگاه عمومی فیلم‌سازهای حاضر در بخش مسابقه را می‌شود به سه دسته‌ی کلی تقسیم کرد: دسته اول اساتید قدیمی (جیم جارموش، برادران داردن، پدرو آلمودوار، ترنس مالیک، کن لوچ، …) و دسته‌ی بعدی جوان‌ها که خوشبختانه امسال تعدادشان کم نیست (ژوستین تریه، سلین سیاما، لاج لی با فیلم اول [هر سه فرانسوی]، متی دیوپِ سنگالی و جسیکا هاسنر اتریشی). یک دسته‌ی میانی هم داریم که جوان‌های شورشی دیروزند (کوئنتین تارانتینو، آرنو دپلشن، عبداللطیف کشیش و البته کورنلیو پرومبویو، آیرا ساکس و کلبر مندونسا فیلهو برزیلی) و جالب این‌که کنجکاوی اصلی من به‌همین بخش برمی‌گردد: فیلم‌های مندونسا فیلهو (سروصداهای همسایگی را خیلی دوست داشتم)، پرومبویو یکی از شیرهای جوان موج نو رومانی (پلیس، صفت فیلم محبوبم از اوست) و البته عبداللطیف کشیش (که هر فیلم جدید می‌تواند کیفیتی غیر قابل پیش‌بینی داشته باشد). آیا امسال هم معجزه‌ای مثل تماشای سفر دراز روز در شب (بی گان) را تجربه می‌کنیم؟‌
***

یک روز قبل از شروع جشنواره تیری فرمو (مدیر جشنواره) جلسه‌ای با مطبوعاتی ها برگزار می‌کند. ژورنالیست‌ها از او درباره مسائل جنجالی جشنواره می‌پرسند، درباره نخل افتخاری کن به آلن دلون (با توجه به سمپاتی دلون به احزاب راست افراطی و مواضع سنتی‌اش درباره همجنس‌گراها). فرمو توضیح می‌دهد که این تقدیری از کارنامه‌ی بازیگری باشکوه دلون است و نخل کن جایزه‌ی صلح نوبل نیست. کسی اعتراض می‌کند چرا فیلم چهار ساعته عبداللطیف کشیش در سئانس ده شب پخش می‌شود (فرمو توضیح می‌دهد که کشیش به خاطر آن که فیلمش در شب می‌گذرد خودش پیشنهاد کرده است). اما باشکوه‌ترین لحظه جایی‌ست که صحبت از آنیس واردا می‌شود. پوستر امسال جشنواره ستایشی از اوست: آنیس در ۲۶ سالگی در پشت‌صحنه‌ی فیلم اولش. او پشت فیلمبردارش ایستاده و از ویزور دوربین صحنه را نگاه می‌کند. این صحنه اشاره‌ای سرخوشانه به روحیه‌ی بازیگوش آنیس در فیلم‌سازی‌ست و البته شوخی آنیس با کوتاهی قدش. چند سال پیش در جمعی از او شنیدم که می‌گفت «هر سال کوتاه‌تر می‌شوم،  وقتی می‌میرم که دیگر از کوتاهی قد ناپدید شده باشم!» فرمو در جلسه اشاره کرد که وقتی روز جمعه خبر مرگ آنیس را می‌شنود بلافاصله تصمیم می‌گیرند که برای ستایش از او پوستر جشنواره را تغییر دهند (ظاهرا اول قرار بوده تصویری از آلن دلون پوستر جشنواره باشد).
***


امسال ۱۸۵۴فیلم بلند برای جشنواره ارسال شده است. میانگین تعداد فیلم‌های ارسالی در پنج سال اخیر همین تعداد بوده است (آخرین بار پانزده سال پیش یک جهش بزرگ در تعداد فیلم‌های ارسالی پیش آمده بود). هشت فیلم اول در بخش رسمی (شامل مسابقه، نوعی نگاه، خارج مسابقه، سئانس‌های ویژه و سئانس‌های نیمه‌شب) انتخاب شده است (هفت فیلم اول در سال ۲۰۱۸، یازده فیلم اول در سال ۲۰۱۷و هفت فیلم اول در سال ۲۰۱۶). فیلم‌های بخش رسمی از ۳۹ کشور انتخاب شده‌اند. در مقابل امسال ۴۲۴۰ فیلم کوتاه ارسال و یازده عنوان برای بخش مسابقه فیلم کوتاه انتخاب شده است (سال ۲۰۱۸ تعداد ۴۲۷۴ عنوان ارسال شده که فقط هشت عنوان انتخاب می‌شود).
***
در این فاصله نصاب‌ها جهت پوستر را درست می‌کنند و آرام آن را بالا می‌برند. آنیس واردا روی شانه‌های فیلمبردارش رو به آسمان می‌رود. سینما برمی‌خیزد و حرکت عمودی آنیس به بالا، بالابلندتر از هر کسی، در پس‌زمینه آسمان تصویری باشکوه و استعاری می‌سازد. جشنواره در این لحظه برای من شروع شده است.

تعداد نظرات ( 6 )

  1. م. م.

    درود و سپاس از گزارش. پارگراف ماقبل آخر اشتباه تایپی دارد یا من متوجه نمیشوم؟ خط پنجم: «هفت فیلم اول در سال ۲۰۱۷، یازده فیلم اول در سال ۲۰۱۷ و …» هر دو ۲۰۱۷ هستند؟
    با سپاس.

  2. مهراب

    سلام

    آقای وحدانی من پارسال با شما آشنا شدم؛ بیشتر بنویسید. شما و آقای اسلامی از منتقدانی هستید که احساس خوب نقد بی غرض (خودآگاه /ناخودآگاه) خواندن را منتقل می کنید. امثال شما کمیابند؛ و این روزها بیشتر از همیشه.

    1. خیلی ممنونم. این روزها همین‌جا درباره فیلم‌ها می‌نویسم. امشب اولی‌اش منتشر می‌شود.

  3. Rahim

    آقای وحدانی، مدت ها و تا روزهای آخر هم بی صبرانه در انتظار یک فیلم از ایران بودید در جشنواره کن که ظاهرا پذیرفته نشده. اسم اون فیلم رو اعلام نمی کنید؟

    1. فقط از فیلم‌های پذیرفته شده در این فضای عمومی می‌شود نوشت.

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *