زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت. . . .

درباره‌ی «تشریح یک سقوط» (ژوستین تری‌یه)

مجید اسلامی

عنوان تشریح یک سقوط عنوان تشریح یک قتل اتو پره‌مینجر (۱۹۵۹) را تداعی می‌کند. هر دو فیلم به‌اصطلاح «دادگاهی» هستند و به معمای یک قتل می‌پردازند. فیلم پره‌مینجر با مهارت زاویه‌ی دیدش را به شخصیت وکیل مدافع (جیمز استیوارت) محدود می‌کند و حتی قصه‌ را با تشریح وضعیت او شروع می‌کند (وکیل جاافتاده‌ای که شخصیتش با ماهیگیری و نواختن پیانو تعریف می‌شود و…

درباره‌ی «منطقه‌ی تحت نظر» جاناتان گلیزر

مجید اسلامی

فیلم گلیزر ربط چندانی به رمان مارتین امیس ندارد، فقط اسم و موضوع‌شان یکی‌ست. بر خلاف رمان، در فیلم از پیچ‌وخم‌های داستانی و خیانت و انتقام خبری نیست؛ نه زمان چندان جلو و عقب می‌شود و نه زاویه دید عوض می‌شود. فیلم ترجیح داده از وجوه دراماتیک و تنوع داستانی و روابط پیچیده‌ی شخصیت‌ها صرف نظر کند و عموما فقط بر خانواده‌ی «هس»…

به یاد زری خوشکام

صفی یزدانیان

من خانم زری خوشکام را بعد از انقلاب دیدم. اما او هنرپیشه‌ی قبل از انقلاب نبود. زندگی یگانه‌ای داشت که چند روز پیش تمام شد و تن‌اش و اسمش و تاریخش مال خودش بود. تاریخ شخصی ما مال خودمان است. فجایع تاریخی می‌توانند تاریخ ما را مچاله کنند و از هم بدرند، اما ما نه قبل از انقلاب‌ها یا سیل‌ها و جنگ‌ها به…

به بهانه‌ی تماشای «مکان امن» (یوره لروتیچ)

مهسا قنبرپور

«گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد». آدم این را که می‌خواند، آنی با خودش می‌گوید: کدام کار؟ کدام جان؟ کدام چوب به کار کدام چرخ افتاد که نشد؟ کدام گذشته در سر شاعر چرخید که کارِ یاد به جانِ گداخته کشید؟ اصلا کار دل اگر تمام شود خوب است یا اگر نشود که تمام شود؟ این یادآورِ نوای سرخوشِ اقبالِ…

فیلم‌هایی در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۳ -TIFF

صفی یزدانیان

نتیجه‌ی فیلم دیدن در جشنواره‌ها این می‌شود که بعدش که برمی‌گردی انگار فقط یک فیلم دیده‌ای. این برای کسی که چند سالی‌ست  فکر می‌کند هر فیلمی در عین حال فیلم دیگری هم هست، و فیلم‌ها به هم راه دارند، فرآیند بدی نیست. و وقتی آن کس خودش را منتقد سینما نداند کارش حتی آسان‌تر می‌شود چون خودش را در مقام کسی نمی‌بیند که…

سریال «جانشینی» و وجدانِ شکسپیری

صفی یزدانیان

فرانسوی‌ها می‌گویند: «بعد از هامفری بوگارت نباید بارانی پوشید.» منظورشان هم طبعا کاراکترهای بوگارت در فیلم‌هاست، مثل ریکِ کازابلانکا یا فیلیپ مارلوی خوابِ‌ گران یا سم اسپیدِ شاهین مالت. بر کسی پوشیده نیست که آن لباس نهایی که شخصیتِ فیلم به تن دارد معمولا حاصل تفاهم میان سلیقه‌ی بازیگر و کارگردان و طراح لباس و فیلم‌بردار و بقیه است. اما بوگارت خودش هم…

جمهوری وایمار، سینما، و تاریخ سرخوردگی

صفی یزدانیان

«گیسوی تو به رقص نزدیک‌تر است». این جمله‌ی مبهم را مردی به زنی می‌گوید، در فیلمی آلمانی و حتما ساخته شده پیش از دهه​‌ی ۱۹۳۰. اما من نه این‌جا نه در هیچ پانویسی نمی‌توانم اسم فیلم را ببرم، چون یادم نیست. فقط می‌دانم که سال‌ها پیش این جمله را در میان‌نویس فیلمی صامت خوانده‌ام، و در ذهنم به فارسی برگردانده‌ام و دست‌کم سی…

درباره‌ی «تشریح یک سقوط» (ژوستین تری‌یه)

مجید اسلامی

عنوان تشریح یک سقوط عنوان تشریح یک قتل اتو پره‌مینجر (۱۹۵۹) را تداعی می‌کند. هر دو فیلم به‌اصطلاح «دادگاهی» هستند و به معمای یک قتل می‌پردازند. فیلم پره‌مینجر با مهارت زاویه‌ی دیدش را به شخصیت وکیل مدافع (جیمز استیوارت) محدود می‌کند و حتی قصه‌ را با تشریح وضعیت او شروع می‌کند (وکیل جاافتاده‌ای که شخصیتش با ماهیگیری و نواختن پیانو تعریف می‌شود و…

درباره‌ی «منطقه‌ی تحت نظر» جاناتان گلیزر

مجید اسلامی

فیلم گلیزر ربط چندانی به رمان مارتین امیس ندارد، فقط اسم و موضوع‌شان یکی‌ست. بر خلاف رمان، در فیلم از پیچ‌وخم‌های داستانی و خیانت و انتقام خبری نیست؛ نه زمان چندان جلو و عقب می‌شود و نه زاویه دید عوض می‌شود. فیلم ترجیح داده از وجوه دراماتیک و تنوع داستانی و روابط پیچیده‌ی شخصیت‌ها صرف نظر کند و عموما فقط بر خانواده‌ی «هس»…

به یاد زری خوشکام

صفی یزدانیان

من خانم زری خوشکام را بعد از انقلاب دیدم. اما او هنرپیشه‌ی قبل از انقلاب نبود. زندگی یگانه‌ای داشت که چند روز پیش تمام شد و تن‌اش و اسمش و تاریخش مال خودش بود. تاریخ شخصی ما مال خودمان است. فجایع تاریخی می‌توانند تاریخ ما را مچاله کنند و از هم بدرند، اما ما نه قبل از انقلاب‌ها یا سیل‌ها و جنگ‌ها به…

به بهانه‌ی تماشای «مکان امن» (یوره لروتیچ)

مهسا قنبرپور

«گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد». آدم این را که می‌خواند، آنی با خودش می‌گوید: کدام کار؟ کدام جان؟ کدام چوب به کار کدام چرخ افتاد که نشد؟ کدام گذشته در سر شاعر چرخید که کارِ یاد به جانِ گداخته کشید؟ اصلا کار دل اگر تمام شود خوب است یا اگر نشود که تمام شود؟ این یادآورِ نوای سرخوشِ اقبالِ…

فیلم‌هایی در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۳ -TIFF

صفی یزدانیان

نتیجه‌ی فیلم دیدن در جشنواره‌ها این می‌شود که بعدش که برمی‌گردی انگار فقط یک فیلم دیده‌ای. این برای کسی که چند سالی‌ست  فکر می‌کند هر فیلمی در عین حال فیلم دیگری هم هست، و فیلم‌ها به هم راه دارند، فرآیند بدی نیست. و وقتی آن کس خودش را منتقد سینما نداند کارش حتی آسان‌تر می‌شود چون خودش را در مقام کسی نمی‌بیند که…

سریال «جانشینی» و وجدانِ شکسپیری

صفی یزدانیان

فرانسوی‌ها می‌گویند: «بعد از هامفری بوگارت نباید بارانی پوشید.» منظورشان هم طبعا کاراکترهای بوگارت در فیلم‌هاست، مثل ریکِ کازابلانکا یا فیلیپ مارلوی خوابِ‌ گران یا سم اسپیدِ شاهین مالت. بر کسی پوشیده نیست که آن لباس نهایی که شخصیتِ فیلم به تن دارد معمولا حاصل تفاهم میان سلیقه‌ی بازیگر و کارگردان و طراح لباس و فیلم‌بردار و بقیه است. اما بوگارت خودش هم…

جمهوری وایمار، سینما، و تاریخ سرخوردگی

صفی یزدانیان

«گیسوی تو به رقص نزدیک‌تر است». این جمله‌ی مبهم را مردی به زنی می‌گوید، در فیلمی آلمانی و حتما ساخته شده پیش از دهه​‌ی ۱۹۳۰. اما من نه این‌جا نه در هیچ پانویسی نمی‌توانم اسم فیلم را ببرم، چون یادم نیست. فقط می‌دانم که سال‌ها پیش این جمله را در میان‌نویس فیلمی صامت خوانده‌ام، و در ذهنم به فارسی برگردانده‌ام و دست‌کم سی…

You cannot copy content of this page