لورل و هاردی بودن/ لورل و هاردی شدن

لورل و هاردی بودن/ لورل و هاردی شدن

تقدیم به شهرام جعفری‌نژاد در بیش‌تر آثارِ بیوگرافیک، مشخصاً آن‌ها که به شمایلی معاصر می‌پردازند، درست یا غلط، میان بدل و اصل مقایسه‌ا‌‌ی به میان می‌آید که به‌ندرت به نفع فیلم‌ها تمام می‌شود. معمولاً هر چه شخصیت از حیثِ زمانی به ما نزدیک‌تر و نسبت‌اش با دوربین پررنگ‌تر باشد، پرداختن و قبولاندن‌‌اش دشوارتر می‌شود. هر …

درباره‌ی «بدنم را گم کردم» (ژرمی کلاپین)

درباره‌ی «بدنم را گم کردم» (ژرمی کلاپین)

مقدمه فیلم بدنم را گم کردم، اولین فیلم بلند ژرمی کلاپین، فیلم‌ساز چهل‌وشش ساله‌ی فرانسوی، انیمیشن مسحورکننده‌ای بود که در بحبوحه‌‌ی آشفتگی‌ها و ناباوری‌های دی‌ ماه سال جاری به داد من رسید و موفق شد مرا هشتاد‌و‌یک دقیقه از جهانی پر از خشم و ابهام جدا کند و با خود به دنیایی پر از خیال …

در غربت

در غربت

  تصویر آن‌چه غریبه است ترسناک است. و در تئاتر بیگانه در خانه غریبگی اول و روبنایی، غرابت بصری‌ست. در ابتدا در تاریکی صحنه‌ یک خانه می‌بینی، با دیوارها و پنجره‌‌های آشنا. یک خانه می‌بینی و یک پرده بالایش. کمی نور می‌آید و جملاتی روی پرده می‌افتد. فکر می‌کنی این پرده برای متن‌ها و پانویس‌هاست…  بعد …

«سمن‌بويانی» براي سرخ‌پوستِ ناديده

«سمن‌بويانی» براي سرخ‌پوستِ ناديده

  قصه‌ها احتمالا یکی از قدیمی‌ترین ابزارهایی که آدم و شاید خدا، خلق کرده «قصه» است. ابزارها چیزهایی‌اند که بودن‌مان را راحت می‌کنند. راحت‌تر. راه‌مان را هموار‌تر، خواب‌مان را شیرین‌تر، و کارمان را آسان‌تر. شاید بتوان این‌طور تصور کرد که در زمان‌های بسیار قدیم، زمان‌‌های خدایانِ بسیار، قصه‌ها، عشق و مرگ و تصادم خدایانِ متکثر …

تک‌درخت و طناب

تک‌درخت و طناب

چشم‌‌‎اندازِ یک تک‌درخت؛ پای آن پیکری، به نظر بی‌جان رها‌شده و بر شاخه‌هایش طنابی آویخته که با آهنگِ باد می‌‌رقصد. بینِ تابلوهایی که درختِ گلابیِ وحشی با آن‌ها به یاد می‌آید، این یکی را می‌توان مشخصاً برگرفته از کیارستمی دانست و به یاد آورد جیلان از همان گام‌های نخست، وقتی در فضای روستاییِ ابرهای ماهِ …

درباره‌ی «رضا» (علیرضا معتمدی)

درباره‌ی «رضا» (علیرضا معتمدی)

۱ بازوی چرخان پرگار. پرگار برکنارشونده. محیط دایره. مکان هندسی بی‌نهایت نقطه همجوار. زمين بازی آفریده‌ها. روايت. كسي در مركز قاب خوابيده است، در نمايی عمودی كه قوسی از نور بخش كمي از آن را روشن كرده و بقيه تاريك است. در همين نما كم‌كم نور دميده می‌شود و صبح می‌شود. رضا رو به دوربین …

«روما»ی کوارون و تصویرهای شگفت‌انگیزش

«روما»ی کوارون و تصویرهای شگفت‌انگیزش

مقدمه روما فضا را دوقطبی کرده. چند سال پیش (به‌نظرم سر فیلم ماهی و گربه) نوشته بودم فیلم‌هایی که در موردشان توافق عمومی وجود دارد توهم‌اند، و فیلم‌هایی که فضا را دوقطبی می‌کنند واقعیت‌اند. این که فیلمی را همه دوست داشته باشند معنی‌اش این نیست که مترهای یکسانی وجود دارد. همه دوست دارند، ولی هر …

وقتی پیرتر بودم

وقتی پیرتر بودم

  کوارونوما. بحثی‌ دیرینه بین نظریه‌پردازان سینما هست درباره‌ی تجربه‌ی مسافر قطار و چگونگی تاثیر این سفر بر شیوه‌ی ادراک این مسافر، که پیش‌تر ادراک بصری کُندتری از جهان داشت و حالا قطار، در نقطه‌ی عطفی، با سرعتی سه برابرِ کالسکه زمان و مکان را می‌ربود و به تبعْ اثری عمیق بر ادراک بصری‌‌اش می‌گذاشت. …