قُلاب

قُلاب

  با صدای جر و بحث کبوترها، خِش‌خِش چنگال‌هاشان بر لبه‌ی پنجره بیدار می‌شوی. بیداری، اما چشمانت را سفت بسته نگه داشته‌ای؛ ساعت هنوز هفت نشده و خیلی زود است بخواهی شروع کنی به دیدنِ چیزها. آن طرفِ اتاق، مادرت روی تختش پهلو به پهلو می‌شود. به‌زودی، وقتی می‌خواهد آماده شود تا برود سر کار، …

نوشتن به ایتالیایی

نوشتن به ایتالیایی

داستان «مرز» درباره‌ی دختر نوجوانی‌ست فرزندِ والدینی مهاجر. پدر و مادرش سرایدار خانه‌ای (احتمالاً در ایتالیا) هستند که برای اسکان در تعطیلات به مسافرها اجاره داده می‌شود. در آغاز داستان، دختر محوطه را به خانواده‌ای تازه‌وارد نشان می‌دهد که دارند تعطیلاتِ یک‌هفته‌ای خود را شروع می‌کنند. شما چند سال اخیر را در ایتالیا زندگی کرده‌اید. …

مرز

مرز

هر شنبه یک خانواده‌ی جدید می‌آید و می‌ماند. بعضی‌ها صبح زود از راه دور می‌رسند، آماده‌ی آغاز تعطیلات‌. بعضی دیگر تا دم غروب سر و کلّه‌شان پیدا نمی‌شود و وقتی می‌رسند ــ شاید به علت گم کردن مسیر ــ دمغ‌اند. در این تپه‌ها احتمال گم کردن مسیر زیاد است؛ جاده‌ها تابلوی مسیریابیِ درست و حسابی …