قُلاب

قُلاب

  با صدای جر و بحث کبوترها، خِش‌خِش چنگال‌هاشان بر لبه‌ی پنجره بیدار می‌شوی. بیداری، اما چشمانت را سفت بسته نگه داشته‌ای؛ ساعت هنوز هفت نشده و خیلی زود است بخواهی شروع کنی به دیدنِ چیزها. آن طرفِ اتاق، مادرت روی تختش پهلو به پهلو می‌شود. به‌زودی، وقتی می‌خواهد آماده شود تا برود سر کار، …

گفت‌وگو با ایلدیکو انیدی

گفت‌وگو با ایلدیکو انیدی

ایلدیکو انیدی نویسنده و کارگردان پیشروی مجارستانی‌ست. او بین ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۹ هفت فیلم بلند ساخته، از جمله قرن بیستم من که جایزه دوربین طلایی جشنواره کن را گرفت و سیمون جادوگر. هجده سال طول کشید تا دوباره بتواند فیلم بلند بسازد. طی این دوران دشوار، اچ‌بی‌او با او قرارداد بست تا نسخه‌ی مجاری In …

«درباره جسم و جان» ایلدیکو انیدی – ۲

«درباره جسم و جان» ایلدیکو انیدی – ۲

برخی فیلم‌ها فقط قصه می‌گویند. برخی قصه‌ را با تصویر می‌گویند. و فقط معدودی فیلم‌ها تصویر را در جایگاهی شاید مهم‌تر از قصه می‌نشانند. این‌ها فیلم‌هایی‌اند که با تعریف کردن قصه‌شان نمی‌شود تجسم‌شان کرد. فیلم‌هایی که فقط باید دید. جایگاه والای استادان بزرگ تاریخ سینما برای من بیش از هر چیز به تصاویر فیلم‌های‌شان ربط …

به بهانه‌ی «درباره جسم و جان» ایلدیکو انیِدی

به بهانه‌ی «درباره جسم و جان» ایلدیکو انیِدی

زلزله آمده. ایستاده‌ام دم در خانه و همسایه‌ها را نگاه می‌کنم که سگ و گربه‌ به بغل، صندوق‌ ماشین‌ را پر می‌کنند از پتو و رخت و لباس و راه می‌افتند، نمی‌دانم به کجا. برای این که حواسم را پرت کنم می‌چرخم در اینترنت و نگاه می‌کنم اگر یک زلزلۀ اساسی بیاید، چه فوتبال‌هایی را …

به بهانه‌ی «خریدار شخصی» الیویه آسایاس

به بهانه‌ی «خریدار شخصی» الیویه آسایاس

1. آسایاس؛ از بابی مک‌گی تا پاخِلبل. در فضای سرد ساختمانی متروک در خارج شهر، گروهی از جوان‌های عاشق موسیقی راک دهه‌ی هفتاد، جابه‌جا بشکه‌هایی بزرگ افروخته‌اند و با آتش و مواد و موسیقی خود را گرم می‌کنند. دختر عصیان‌گر فراریِ فیلم را می‌بینیم با پس‌زمینه‌ی آتشی که در یکی از بشکه‌ها شعله می‌کشد. ترانه‌ی …

درباره «سه‌رخ» (جعفر پناهی) ۲

درباره «سه‌رخ» (جعفر پناهی) ۲

۱  نزدیک به ربع قرن پس از نمایش بادکنک سفید در کن (و کسب جایزه دوربین طلایی) و پانزده سال پس از حضور موفق طلای سرخ، در آستانه تماشای فیلم سهرخ جعفر پناهی حس‌های متضادی دارم. این بیم و امید نسبت به کیفیت اثری جدید از پناهی برایم از کی شروع شد؟ تا پیش از آفساید همه …

درباره «خوشحال مثل لازارو» (آلیس رورواکر)

درباره «خوشحال مثل لازارو» (آلیس رورواکر)

فیلم در فضایی روستایی آغاز می‌شود و بدویتِ اصیل و تکان‌دهنده‌ی روستا در آن بیش از هر چیز یادآور واقع‌گرایی نئورئالیست‌ها (مثلا استرومبولی) و حتی رئالیسم افراطی برخی آثار پازولینی‌ست (چهره‌های آفتاب‌سوخته و گهگاه زمخت، نگاه‌های دزدکی نابازیگران و شلوغی صحنه)، ولی تقریبا بلافاصله صحنه‌هایی تغزلی از جنس فیلم‌های فلینی هم اضافه می‌شود (طنز، بازیگوشی و …

درباره‌ «سه‌رخ» (جعفر پناهی) 1

درباره‌ «سه‌رخ» (جعفر پناهی) 1

فیلم تازه‌ی پناهی به نسبتِ تاکسی، پرده و این فیلم نیست (که خودشان را به داخل ماشین یا خانه محدود می‌کردند) تنوع لوکیشنی بیش‌تری دارد. خط داستانی و ساختار فیلم (سفر دو نفر به منطقه‌ای دورافتاده برای مطمئن شدن از زنده بودنِ کسی) آشکارا یادآور زندگی و دیگر هیچ کیارستمی‌ست (آن‌جا خردمند و پسرش به …

درباره‌ «جنگ سرد» (پاول پاولیکوفسکی)

درباره‌ «جنگ سرد» (پاول پاولیکوفسکی)

فیلم تازه‌ی پاولیکوفسکی همان چیزی‌ست که باید باشد. کنجکاوی اصلی‌ام این بود که آیا سبک بصری ایدا را ادامه می‌دهد، یا به مدل فیلم‌های قبلی‌اش (که فیلم‌هایی بودند با تصاویر و میزانسن‌های چشم‌گیر، ولی نه کمال‌گرا در حد ایدا) بازمی‌گردد. جنگ سرد قصه‌ی عاشقانه‌ای را با تک‌صحنه‌هایی درخشان در طول زمان تصویر می‌کند، و در …

درباره «کتاب تصویر» (ژان‌لوک‌ گدار)

درباره «کتاب تصویر» (ژان‌لوک‌ گدار)

ژان‌لوک گدار نام بزرگی‌ست. (مگر چند نفر این فرصت را داشته‌اند که در تاریخ سینما نقشی تعیین‌کننده داشته باشند؟) اما جذابیتِ گدار برای من فقط در فیلم‌های اولیه‌اش در دهه‌ی شصت خلاصه می‌شود. فیلم‌های دهه‌ی هفتاد و هشتادش را دوست ندارم و فیلم‌های دهه‌های اخیرش را (عمدا) ندیده‌ام. فیلم تازه‌اش را می‌بینم و دوست ندارم. …

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) 2

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) 2

1. «همه می‌دانند» متعارف‌ترین فیلم اصغر فرهادی است، نه به‌خاطر این‌که قصه ناپدید شدن یک دختر نوجوان به ساختار دو بخشی «درباره الی» شبیه است، بلکه بیش از هر چیز به‌دلیل آن‌که از روح وحشی فیلم‌های فرهادی خبری نیست. برای اولین بار در نخستین تماشای فیلمی از اصغر فرهادی (از بعد ازچهارشنبه سوری) هیچ صحنه‌ای …

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) ۱

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) ۱

نوشتن درباره‌ی فیلم‌هایی که مخاطب ندیده (و احتمال دارد به این زودی نبیند) خیلی دشوار است و نوشتن درباره‌ی فیلم فرهادی دشوارتر (همه می‌دانیم که غافلگیری برای فرهادی چه‌قدر مهم است و او چه‌قدر فیلم‌هایش را بر اساس غافلگیری‌های داستانی طراحی می‌کند). پس بهتر این است که کاری به داستان و پیچ‌های دراماتیکش نداشته باشیم …

یادداشت‌هایی برای بولتن جشنواره

یادداشت‌هایی برای بولتن جشنواره

حادثه شبانه (تمیربک بیرنظرف) اگر خیال می‌کنید با یک مرد تحقیر شده و تنها، زنی بلوند و مرموز، قتل، پلیس و عشقی محتوم و عجیب جز یک فیلم‌نوآر چیز دیگری نمی‌شود ساخت، باید حادثه شبانه را ببینید. مرد در واقع یک پیرمرد چاق و مست و به آخر خط رسیده است در دهکده‌ای دورافتاده در …

آلیس در سرزمین عجایب

آلیس در سرزمین عجایب

«تیتوی کوچک» خیال می‌کند آدم‌ها که می‌میرند، می‌روند به سیاره‌ای ناشناخته در کهکشان و می‌‌شود با کامپیوتر سخن‌گویی که عموی دانشمند او اختراع کرده باشان حرف زد. کامپیوتر هوشمند به او می‌گوید شکافی هست در مدار سیاره‌ها که هر بیست‌و‌پنج ‌سال یک‌بار، تنها برای چند دقیقه باز می‌شود؛ شکافی که آن سویش جهانی دیگر است، …

پله‌ی ماقبل آخر

پله‌ی ماقبل آخر

برای اولین بار بعدِ هفتاد سال فکر کرد شاید واقعن برادرش را دوست دارد. مثل جوان دل‌شکسته‌ای که سعی می‌کند با حفظ آبرو اشکی را که در چشم‌هایش بالا آمده به رویتِ یارِ جگرخوار برساند و دلش را نرم کند، او هم دلش می‌خواست در این آخرین نگاه به برادر ردّی از این محبّت دیریاب …

آن‌ها دوان دوان می‌آیند

آن‌ها دوان دوان می‌آیند

رستگاری در نرماندی روز پنج‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) دقایقی مانده به ظهر تیری فرمو، مدیر کل جشنواره کن، در حالی لیست فیلم‌های بخش رسمی هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن را در سالن او ژه سه نرماندی شهر پاریس اعلام می‌کند که نمایش یک فیلم در بخش مسابقه پیش‌تر به ‌شکل رسمی اعلام شده …

فیلم مدیترانه‌ای

فیلم مدیترانه‌ای

در یک هوای سرد بارانی از سالن سینما بیرون آمده‌ام. تماشای فیلم سه ساعته مکتوب: عشق من تازه تمام شده است. در راه بازگشت به خانه تلاش می‌کنم برای توصیف کیفیت تصاویری که دیده‌ام صفت دقیقی پیدا ‌کنم. بخش عمده فیلم به‌غایت اصیل، باظرافت و برانگیزاننده بود. به‌خصوص دو ساعت اول فیلم آن‌چه روی پرده …

نوشتن به ایتالیایی

نوشتن به ایتالیایی

داستان «مرز» درباره‌ی دختر نوجوانی‌ست فرزندِ والدینی مهاجر. پدر و مادرش سرایدار خانه‌ای (احتمالاً در ایتالیا) هستند که برای اسکان در تعطیلات به مسافرها اجاره داده می‌شود. در آغاز داستان، دختر محوطه را به خانواده‌ای تازه‌وارد نشان می‌دهد که دارند تعطیلاتِ یک‌هفته‌ای خود را شروع می‌کنند. شما چند سال اخیر را در ایتالیا زندگی کرده‌اید. …

دیدنِ ارشادی

دیدنِ ارشادی

  آن موقع بیش از یک سال بود که در آن شرکت بودم. از اولین باری که کارش را به عنوان طراح رقص دیدم رویایم این بود که در یکی از کارهایش رقصنده باشم، و ده سالی آرزویم رسیدن به این هدف بود. هر چه لازم بود در این سال‌های آموزشِ سخت فدا کرده بودم. …