چرا چهار؟

نام مجله‌ای که ده سال پیش به تیر غیب گرفتار شد «هفت» بود (به نشانه‌ی هفت هنر)، و نام وبلاگی که بعدتر به سرنوشتی کافکایی دچار شد «هفت‌ونیم» بود (ترکیبی از «هفت» و هشت‌ونیم [فلینی])، و نشریه‌ای که در این سال‌های اخیر در آن نوشته‌ام نامش «24» است. پیش‌تر در نوشتن دو فیلم‌نامه نیز مشارکت کرده‌ام که نام‌شان با اعداد پیوند خورده بود (تهران ساعت هفت [شهاب رضویان] و یک دو یک [مانیا اکبری]). در این چند سالی که به راه‌اندازی این سایت فکر می‌کردم، با آدم‌های زیادی مشورت کردم و نام‌های مختلفی پیشنهاد شد. شادمهر راستین پیشنهادش «رادیکال» بود. می‌گفت: «تو آدم رادیکالی هستی و این بهترین اسم است.» پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای بود. به‌خصوص که پیشنهادش حواشی بامزه‌ای هم داشت (علامت رادیکال ریاضی را به عنوان لوگو پیشنهاد می‌کرد و ایده‌اش این بود که هر مطلبی بر اساس رادیکال بودن یا نبودن پیشوند رادیکال + یا ++ یا – یا — بخورد!) اما تردید اصلی‌ام این بود که «آیا من رادیکالم؟» تصور شادمهر از رادیکال را می‌فهمیدم. او این کلمه را به معنی «سرسخت» و «کمال‌گرا» گرفته بود و مرا با این صفت‌ها عجین می‌دید، اما رادیکال معانی دیگری هم در حوزه‌ی سیاست و هنر دارد که خودم و دیدگاهم را از آن‌ها دور می‌‌دیدم. من خودم را در عین کمال‌گرا بودن، عملگرا و باانعطاف می‌دیدم که با واژه‌‌ی رادیکال سازگار نبود. پیشنهاد دیگر را نسیم احمدپور داد که گفت اسمش را بگذاریم «زرد». ایده‌اش این بود که بیاییم رنگ زرد را از معانی «سطحی» و «جنجالی» و «پیش‌پاافتاده» جدا کنیم. پیشنهاد جسورانه‌ای بود. ولی یک عالمه دردسر داشت؛ سر و کله‌ زدن با تمام پیش‌فرض‌های منفی این نام عجیب انرژی زیادی می‌خواست. برگشتم سراغ اعداد و ناگهان یاد «چهار» افتادم. زمان مجله «هفت» همیشه حرفم این بود که مجله درواقع «هفت» نیست، «چهار» است. چون ما به موسیقی و رقص و مجسمه‌سازی نمی‌پرداختیم و فقط محدود بودیم به چهار حوزه‌‌ی سینما، ادبیات، تئاتر و نقاشی. درضمن «چهار» عدد محبوب فروغ است، شاعر محبوبم.
فروغ معتقد بود که «لحظه سهمش از برگ‌های تاریخ است» و در این «لحظه» راز مقدسی هست که همه‌ی پرده‌ها کنار می‌رود و حقیقت آشکار می‌شود. همان لحظه‌ای که «در کوچه باد می‌آید» و «مردی از کنار درختان خیس می‌گذرد» و شاعر از خود می‌پرسد: «چرا نگاه نکردم؟»؛ همان «لحظه‌ی آگاهی و نگاه و سکوت»؛ روز اول دی‌ ماه، آغاز فصل سرد، فصل چهارم. زمان می‌گذرد و آن قناری غمگین چهار بار می‌نوازد و لحظه‌ی کشف حقیقت فرا می‌رسد.

سایت «چهار»، سایت خبری نیست. فضایی‌ست برای عرضه‌ی گزارش‌، ریویو، داستان و هر نوع نوشته‌ی ادبی با حجم نسبتا محدود. فضایی برای این که بدانیم چه کتاب‌هایی ارزش خواندن ، چه نمایش‌ها و فیلم‌هایی ارزش دیدن، و چه نمایشگاه‌هایی ارزش رفتن دارد. هدف ما ارائه‌ی اطلاعات خام نیست. بلکه می‌خواهیم شما را از کیفیت اتفاق‌های هنری مطلع کنیم.

ما سایت را فعلا به صورت آزمایشی افتتاح می‌کنیم و فقط جشنواره فیلم کن 2017 را با گزارش‌های اختصاصی محمد وحدانی پوشش خواهیم داد. به‌مرور بخش‌های دیگر سایت هم راه‌اندازی خواهد شد و این امکان به وجود خواهد آمد که ارتباط تنگاتنگی میان ما برقرار شود. تا آن زمان می‌توانید از طریق فیسبوک و اینستاگرام با من در ارتباط باشید.