ماجراهای نشاط‌آور

ماجراهای نشاط‌آور

برای تماشای فیلم جدید آرنو دپلشن روبه، یک نور [یا «اوه، مرسی»] کمی زودتر وارد سالن دوبوسی شده‌ام. جشنواره به روزهای پایانی نزدیک شده و از نقطه اوج عبور کرده است. عطش فیلم دیدن کم‌تر شده و دیگر از ازدحام معمول خبری نیست. دیروز روزی روزگاری … در هالیوود، فیلم جدید کوئنتین تارانتینو را دیده‌ام …

پادکست دوم درباره‌ی جشنواره کن ۲۰۱۹

  این پادکست دوم‌مان از جشنواره کن ۲۰۱۹ است که در آن به فرمول‌های حضور در جشنواره، دلایل غیبت سینمای ایران و ارزیابی جوایز جشنواره پرداخته‌ایم. می‌توانید پادکست را از این‌جا هم گوش کنید. ـ در ضمن نام فیلم دیائو یینان، دریاچه‌ی غاز وحشی‌ست، نه «دریاچه‌ی قوی وحشی» که در پادکست‌ها آمده.

تارانتینو، کشیش و دیگران

تارانتینو، کشیش و دیگران

روزی روزگاری… در هالیوود (کوئنتین تارانتینو) تارانتینو هیچ‌وقت فیلم‌ساز محبوبم نبوده. هیچ‌وقت دلم برای تماشای فیلمی از او تنگ نشده، چه پالپ فیکشن، چه بیل را بکش‌ها، و چه فیلمی که بیش‌تر از بقیه دوست داشتم (جکی براون). فیلم تازه‌اش هم از این قاعده مستثنی نیست. تک سکانس‌های برجسته دارد، لحن شوخی‌‌هایش بعضی‌ جاها خیلی …

پادکست اول درباره‌ی جشنواره کن ۲۰۱۹

  این پادکست اول‌مان از جشنواره کن ۲۰۱۹ است که در آن به کیفیت فیلم‌های بخش مسابقه و حضور نام‌های بزرگ در جشنواره امسال پرداخته‌ایم. می‌توانید این پادکست را از این‌جا هم گوش کنید.

لهجه‌های غربی، جوان‌های شرقی

لهجه‌های غربی، جوان‌های شرقی

در اتاق مطبوعات نشسته‌ام و دستم به نوشتن درباره‌ی این فیلم‌های متوسط و بد جشنواره نمی‌رود. یک ژورنالیست اهل چین اجازه می‌گیرد کنارم بنشیند. مودب است و انگلیسی را به‌طرز شیرینی آمیخته به زبان مادری‌اش صحبت می‌کند. لپ‌تاپش را بیرون می‌آورد، لبخند می‌زند: «چیزی می‌نوشید برای‌تان بگیرم؟». به فنجان قهوه‌ام اشاره می‌کنم و می‌گویم ممنونم. …

چه کسی بسته‌ها را تحویل می‌گیرد؟

چه کسی بسته‌ها را تحویل می‌گیرد؟

  آمدیم، نبودید (کن لوچ) فیلم کن لوچ با موقعیت اولیه‌ای کاملا شبیه دزد دوچرخه (دسیکا) شروع می‌شود: ریکی (مردی میانسال با دو فرزند نوجوان و همسری که به عنوان پرستار سالمندان کار می‌کند) در یک شرکت پست بخش خصوصی شغلی پیدا می‌کند که باید برای آن ون داشته باشد و برای خرید قسطی ون …

زامبی‌های جارموش و نصّاب‌های تاتی

زامبی‌های جارموش و نصّاب‌های تاتی

  در صف نمایش فیلم افتتاحیه جشنواره مرده‌ها نمی‌میرند (جیم جارموش) ایستاده‌ام، یک فضای باز خاطره‌انگیز برای چند نسل. برای ورود به سالن دوبوسی باید از پله‌های کاخ بالا بروی. این بخشی از یک سنت فرانسوی‌ست که این سال‌ها حفظ شده است. روز اول است و ازدحام  مطبوعاتی‌ها منجر به صفی طولانی شده. اغلب سرحال …

دیگر نمی‌میری!

دیگر نمی‌میری!

فیلم تازه‌ی جیم جارموش حتی از تصوری که تماشای تیزرش به‌وجود می‌آورد هم بدتر است. (وقتی تیزرش را دیدم وحشت کردم. فکر کردم اگر این تیزر مربوط به فیلمی از برادران کوئن بود خیالم راحت بود، ولی به این جارموشِ تازه اعتماد نداشتم. حق داشتم.) یک‌سوم اول فیلم به گونه‌ای پترسون‌وار به ترسیم روابط آدم‌ها …

پیش از شروع

پیش از شروع

یک ضرب‌المثل فرانسوی می‌گوید: «من مثل شترم. راه بیفتم دیگر نمی‌ایستم!» حالا حکایت من است با جشنواره کن. حالا که راه افتاده‌ام، دیگر نمی‌توانم متوقف شوم! حتی اگر شرایطی مثل امسال باشد که فیلم‌سازهای موردعلاقه‌ام در جشنواره حاضر نباشند و هواشناسی نشان دهد که با شروع جشنواره اکثر روزها ابری و بارانی خواهد بود و …

درباره «سه‌رخ» (جعفر پناهی) ۲

درباره «سه‌رخ» (جعفر پناهی) ۲

۱  نزدیک به ربع قرن پس از نمایش بادکنک سفید در کن (و کسب جایزه دوربین طلایی) و پانزده سال پس از حضور موفق طلای سرخ، در آستانه تماشای فیلم سهرخ جعفر پناهی حس‌های متضادی دارم. این بیم و امید نسبت به کیفیت اثری جدید از پناهی برایم از کی شروع شد؟ تا پیش از آفساید همه …

درباره «خوشحال مثل لازارو» (آلیس رورواکر)

درباره «خوشحال مثل لازارو» (آلیس رورواکر)

فیلم در فضایی روستایی آغاز می‌شود و بدویتِ اصیل و تکان‌دهنده‌ی روستا در آن بیش از هر چیز یادآور واقع‌گرایی نئورئالیست‌ها (مثلا استرومبولی) و حتی رئالیسم افراطی برخی آثار پازولینی‌ست (چهره‌های آفتاب‌سوخته و گهگاه زمخت، نگاه‌های دزدکی نابازیگران و شلوغی صحنه)، ولی تقریبا بلافاصله صحنه‌هایی تغزلی از جنس فیلم‌های فلینی هم اضافه می‌شود (طنز، بازیگوشی و …

درباره‌ «سه‌رخ» (جعفر پناهی) 1

درباره‌ «سه‌رخ» (جعفر پناهی) 1

فیلم تازه‌ی پناهی به نسبتِ تاکسی، پرده و این فیلم نیست (که خودشان را به داخل ماشین یا خانه محدود می‌کردند) تنوع لوکیشنی بیش‌تری دارد. خط داستانی و ساختار فیلم (سفر دو نفر به منطقه‌ای دورافتاده برای مطمئن شدن از زنده بودنِ کسی) آشکارا یادآور زندگی و دیگر هیچ کیارستمی‌ست (آن‌جا خردمند و پسرش به …

درباره‌ «جنگ سرد» (پاول پاولیکوفسکی)

درباره‌ «جنگ سرد» (پاول پاولیکوفسکی)

فیلم تازه‌ی پاولیکوفسکی همان چیزی‌ست که باید باشد. کنجکاوی اصلی‌ام این بود که آیا سبک بصری ایدا را ادامه می‌دهد، یا به مدل فیلم‌های قبلی‌اش (که فیلم‌هایی بودند با تصاویر و میزانسن‌های چشم‌گیر، ولی نه کمال‌گرا در حد ایدا) بازمی‌گردد. جنگ سرد قصه‌ی عاشقانه‌ای را با تک‌صحنه‌هایی درخشان در طول زمان تصویر می‌کند، و در …

درباره «کتاب تصویر» (ژان‌لوک‌ گدار)

درباره «کتاب تصویر» (ژان‌لوک‌ گدار)

ژان‌لوک گدار نام بزرگی‌ست. (مگر چند نفر این فرصت را داشته‌اند که در تاریخ سینما نقشی تعیین‌کننده داشته باشند؟) اما جذابیتِ گدار برای من فقط در فیلم‌های اولیه‌اش در دهه‌ی شصت خلاصه می‌شود. فیلم‌های دهه‌ی هفتاد و هشتادش را دوست ندارم و فیلم‌های دهه‌های اخیرش را (عمدا) ندیده‌ام. فیلم تازه‌اش را می‌بینم و دوست ندارم. …

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) 2

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) 2

1. همه می‌دانند متعارف‌ترین فیلم اصغر فرهادی است، نه به‌ خاطر این‌که قصه‌ی ناپدید شدن یک دختر نوجوان به ساختار دو بخشی درباره الی شبیه است، بلکه بیش از هر چیز به‌ دلیل آن‌که از روح وحشی فیلم‌های فرهادی خبری نیست. برای اولین بار در نخستین تماشای فیلمی از اصغر فرهادی (از بعد از چهارشنبه‌سوری) …

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) ۱

درباره «همه می‌دانند» (اصغر فرهادی) ۱

نوشتن درباره‌ی فیلم‌هایی که مخاطب ندیده (و احتمال دارد به این زودی نبیند) خیلی دشوار است و نوشتن درباره‌ی فیلم فرهادی دشوارتر (همه می‌دانیم که غافلگیری برای فرهادی چه‌قدر مهم است و او چه‌قدر فیلم‌هایش را بر اساس غافلگیری‌های داستانی طراحی می‌کند). پس بهتر این است که کاری به داستان و پیچ‌های دراماتیکش نداشته باشیم …

آن‌ها دوان دوان می‌آیند

آن‌ها دوان دوان می‌آیند

رستگاری در نرماندی روز پنج‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) دقایقی مانده به ظهر تیری فرمو، مدیر کل جشنواره کن، در حالی لیست فیلم‌های بخش رسمی هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن را در سالن او ژه سه نرماندی شهر پاریس اعلام می‌کند که نمایش یک فیلم در بخش مسابقه پیش‌تر به ‌شکل رسمی اعلام شده …

قصه‌های روسی

قصه‌های روسی

  امسال بازار کشف‌های غیرمنتظره‌ی کن رونقی نداشته، اما در بخش «نوعی نگاه»، فیلم اولی‌ چشم‌گیر، حزن‌‌انگیز و نه البته بی‌نقصی بود از کارگردانی که ارزش توجه را دارد. نزدیکی اولین فیلم بلند کانتمیر بالاگوف است، کارگردان جوانی از نعلچیک [شهری در قفقاز]، در جمهوری کاباردینو-بالکاریا در شمال گرجستان که زیر نظر الکساندر ساکوروف تحصیل …