کلمبو، پيتر فالک، و بچه​‌ای که ديگر نيست

کلمبو، پيتر فالک، و بچه​‌ای که ديگر نيست

  در تکه​‌ای از ناگهان درخت، پسربچه​‌ی دهه​‌ی ۱۳۵۰ جلوی تلویزیون روی زمین دراز کشیده و خوابش برده. آب از دهان​ نیمه​‌بازش روی بالش زیر سرش چکیده و تلویزیون هم دارد سریال کلمبو نشان می‌دهد، آن قسمتی  که جان کاساوتیس هم – طبعا ناشناخته برای آن بچه اما شناخته برای سازنده​‌ی آن فیلم – درش …

ما لعبتکانیم و فلک لعبت‌باز

ما لعبتکانیم و فلک لعبت‌باز

  هوشنگ گلشیری داستانی کوتاهی دارد به ‌نام خانه‌ روشنان که اوایل دهه‌ی هفتاد نوشته است. هفته‌ی گذشته که برای اولین بار داستان را می‌خواندم به‌نظرم ‌رسید هر خط متن نیاز به مکث، بازخوانی جملات قبلی و چیزی شبیه کشف رمز دارد: «این جمله‌ای را که خواندم چه ارتباطی با جمله و پاراگراف قبل داشت؟ …

شگرد و شهود

شگرد و شهود

  معمولا خیلی کم پیش می‌آید که به نوشته‌های گذشته‌ام رجوع کنم. این مورد هم تصادفی پیش آمد و دیدم بعد از گذشت پانزده سال هیچ نیازی به تغییر ندارد. این نوشته در سال ۱۳۸۴ در بخش «یادداشت سردبیر» ماهنامه‌ هفت منتشر شده و به‌نظرم هنوز قابلیت خوانده شدن دارد. ۱. این روزها مدام با …

پادکست درباره‌ی «خانم میزل شگفت‌انگیز»

پادکست درباره‌ی «خانم میزل شگفت‌انگیز»

این تجربه‌ی دوم ضبط پادکست از راه دور است. سریال خانم میزل شگفت‌انگیز (یا اگر بخواهیم به بازی کلامی عنوان سریال وفادار باشیم میسیز میزل معرکه) به لحاظ کیفی جزو بهترین‌های این‌ سال‌هاست، چه به لحاظ متن و چه طراحی صحنه و بازیگری و کارگردانی. در صورتی که ساند کلاد باز نشد، می‌توانید از این‌جا گوش کنید (امکان …

کرونا همسفر من است (بخش دوم)

کرونا همسفر من است (بخش دوم)

«آیا نظاره نکرده بودند؟ نظاره نکرده بودید آیا؟ ای بیگنهانِ پای‌سوخته‌ی این زمینِ سوخته، که سرزمینی که به جان می‌جستید آن خاکِ دورِ آب و نور و عشق و زیبایی جایی نبود که زمانی بود: فردای واقعیت.» در هواپیما یک‌ریز شعر می‌نویسم. هرگز در زندگی‌ام واقعا شعر نگفته‌ام. شعر رسانه‌ی من نبوده. نه بلدش بوده‌ام …

لورل و هاردی بودن/ لورل و هاردی شدن

لورل و هاردی بودن/ لورل و هاردی شدن

تقدیم به شهرام جعفری‌نژاد در بیش‌تر آثارِ بیوگرافیک، مشخصاً آن‌ها که به شمایلی معاصر می‌پردازند، درست یا غلط، میان بدل و اصل مقایسه‌ا‌‌ی به میان می‌آید که به‌ندرت به نفع فیلم‌ها تمام می‌شود. معمولاً هر چه شخصیت از حیثِ زمانی به ما نزدیک‌تر و نسبت‌اش با دوربین پررنگ‌تر باشد، پرداختن و قبولاندن‌‌اش دشوارتر می‌شود. هر …

یادداشت سردبیر

یادداشت سردبیر

  از همان ابتدای شکل‌گیری سایت چهار قصدم این بود که به طور منظم «یادداشت سردبیر» بنویسم، ولی نشد. شاید چون سایت مثل ماهنامه نیست که ضرب‌الاجل زمانی خاص داشته باشد، که روز آخر وقتی همه‌ی کارها تمام شد، بنشینی و یادداشت سردبیر بنویسی (آن‌طور که مثلا در «هفت» مرسوم بود). و من واقعا برای …

درباره‌ی «بدنم را گم کردم» (ژرمی کلاپین)

درباره‌ی «بدنم را گم کردم» (ژرمی کلاپین)

مقدمه فیلم بدنم را گم کردم، اولین فیلم بلند ژرمی کلاپین، فیلم‌ساز چهل‌وشش ساله‌ی فرانسوی، انیمیشن مسحورکننده‌ای بود که در بحبوحه‌‌ی آشفتگی‌ها و ناباوری‌های دی‌ ماه سال جاری به داد من رسید و موفق شد مرا هشتاد‌و‌یک دقیقه از جهانی پر از خشم و ابهام جدا کند و با خود به دنیایی پر از خیال …

در غربت

در غربت

  تصویر آن‌چه غریبه است ترسناک است. و در تئاتر بیگانه در خانه غریبگی اول و روبنایی، غرابت بصری‌ست. در ابتدا در تاریکی صحنه‌ یک خانه می‌بینی، با دیوارها و پنجره‌‌های آشنا. یک خانه می‌بینی و یک پرده بالایش. کمی نور می‌آید و جملاتی روی پرده می‌افتد. فکر می‌کنی این پرده برای متن‌ها و پانویس‌هاست…  بعد …

بهترین‌ فیلم‌های دهه ۲۰۱۰

بهترین‌ فیلم‌های دهه ۲۰۱۰

  سنت نظرسنجی بهترین‌های دهه را بسیاری مجلات و سایت‌های معتبر سینمایی جدی می‌گیرند. تصمیم گرفتیم در سایت چهار نظر منتخبی از منتقدان و سینماگران ایرانی را که در سال‌های اخیر به مناسبتی با این سایت همکاری داشته‌اند در کنار هم قرار دهیم و برخی یادداشت‌هایی هم ضمیمه کرده‌اند. بیش‌تر سینماگران ترجیح دادند فقط درباره‌ی …

پادکست درباره‌ی فصل پایانی «بازی تاج و تخت»

سریال  بازی تاج و تخت یک ماهی هست به پایان رسیده و فصل آخرش هیاهوی بسیاری به پا کرده. پیش از این دو بار در سایت چهار به این سریال پرداخته بودیم. این می‌تواند بخش سوم و پایانی این بحث باشد که با تمرکز بر فصل هشتم و پایان‌بندی سریال تدارک دیده‌ایم. این پادکست را از این‌جا …

ماجراهای نشاط‌آور

ماجراهای نشاط‌آور

برای تماشای فیلم جدید آرنو دپلشن روبه، یک نور [یا «اوه، مرسی»] کمی زودتر وارد سالن دوبوسی شده‌ام. جشنواره به روزهای پایانی نزدیک شده و از نقطه اوج عبور کرده است. عطش فیلم دیدن کم‌تر شده و دیگر از ازدحام معمول خبری نیست. دیروز روزی روزگاری … در هالیوود، فیلم جدید کوئنتین تارانتینو را دیده‌ام …

پادکست دوم درباره‌ی جشنواره کن ۲۰۱۹

  این پادکست دوم‌مان از جشنواره کن ۲۰۱۹ است که در آن به فرمول‌های حضور در جشنواره، دلایل غیبت سینمای ایران و ارزیابی جوایز جشنواره پرداخته‌ایم. می‌توانید پادکست را از این‌جا هم گوش کنید. ـ در ضمن نام فیلم دیائو یینان، دریاچه‌ی غاز وحشی‌ست، نه «دریاچه‌ی قوی وحشی» که در پادکست‌ها آمده.

تارانتینو، کشیش و دیگران

تارانتینو، کشیش و دیگران

روزی روزگاری… در هالیوود (کوئنتین تارانتینو) تارانتینو هیچ‌وقت فیلم‌ساز محبوبم نبوده. هیچ‌وقت دلم برای تماشای فیلمی از او تنگ نشده، چه پالپ فیکشن، چه بیل را بکش‌ها، و چه فیلمی که بیش‌تر از بقیه دوست داشتم (جکی براون). فیلم تازه‌اش هم از این قاعده مستثنی نیست. تک سکانس‌های برجسته دارد، لحن شوخی‌‌هایش بعضی‌ جاها خیلی …

پادکست اول درباره‌ی جشنواره کن ۲۰۱۹

  این پادکست اول‌مان از جشنواره کن ۲۰۱۹ است که در آن به کیفیت فیلم‌های بخش مسابقه و حضور نام‌های بزرگ در جشنواره امسال پرداخته‌ایم. می‌توانید این پادکست را از این‌جا هم گوش کنید.

لهجه‌های غربی، جوان‌های شرقی

لهجه‌های غربی، جوان‌های شرقی

در اتاق مطبوعات نشسته‌ام و دستم به نوشتن درباره‌ی این فیلم‌های متوسط و بد جشنواره نمی‌رود. یک ژورنالیست اهل چین اجازه می‌گیرد کنارم بنشیند. مودب است و انگلیسی را به‌طرز شیرینی آمیخته به زبان مادری‌اش صحبت می‌کند. لپ‌تاپش را بیرون می‌آورد، لبخند می‌زند: «چیزی می‌نوشید برای‌تان بگیرم؟». به فنجان قهوه‌ام اشاره می‌کنم و می‌گویم ممنونم. …

چه کسی بسته‌ها را تحویل می‌گیرد؟

چه کسی بسته‌ها را تحویل می‌گیرد؟

  آمدیم، نبودید (کن لوچ) فیلم کن لوچ با موقعیت اولیه‌ای کاملا شبیه دزد دوچرخه (دسیکا) شروع می‌شود: ریکی (مردی میانسال با دو فرزند نوجوان و همسری که به عنوان پرستار سالمندان کار می‌کند) در یک شرکت پست بخش خصوصی شغلی پیدا می‌کند که باید برای آن ون داشته باشد و برای خرید قسطی ون …

زامبی‌های جارموش و نصّاب‌های تاتی

زامبی‌های جارموش و نصّاب‌های تاتی

  در صف نمایش فیلم افتتاحیه جشنواره مرده‌ها نمی‌میرند (جیم جارموش) ایستاده‌ام، یک فضای باز خاطره‌انگیز برای چند نسل. برای ورود به سالن دوبوسی باید از پله‌های کاخ بالا بروی. این بخشی از یک سنت فرانسوی‌ست که این سال‌ها حفظ شده است. روز اول است و ازدحام  مطبوعاتی‌ها منجر به صفی طولانی شده. اغلب سرحال …

دیگر نمی‌میری!

دیگر نمی‌میری!

فیلم تازه‌ی جیم جارموش حتی از تصوری که تماشای تیزرش به‌وجود می‌آورد هم بدتر است. (وقتی تیزرش را دیدم وحشت کردم. فکر کردم اگر این تیزر مربوط به فیلمی از برادران کوئن بود خیالم راحت بود، ولی به این جارموشِ تازه اعتماد نداشتم. حق داشتم.) یک‌سوم اول فیلم به گونه‌ای پترسون‌وار به ترسیم روابط آدم‌ها …

پیش از شروع

پیش از شروع

یک ضرب‌المثل فرانسوی می‌گوید: «من مثل شترم. راه بیفتم دیگر نمی‌ایستم!» حالا حکایت من است با جشنواره کن. حالا که راه افتاده‌ام، دیگر نمی‌توانم متوقف شوم! حتی اگر شرایطی مثل امسال باشد که فیلم‌سازهای موردعلاقه‌ام در جشنواره حاضر نباشند و هواشناسی نشان دهد که با شروع جشنواره اکثر روزها ابری و بارانی خواهد بود و …

فیلم‌سازی یک‌جور جست‌وجوست

فیلم‌سازی یک‌جور جست‌وجوست

تماشای فیلم بسیار رادیکال دلبستگی (Belonging) در جشنواره جهانی فجر برای من شگفت‌انگیز بود. فیلمی بسیار مینیمال، ادبیات‌محور و خاص که به‌آسانی می‌شود پیوندش را با دنیای شهرام مکری و بی گان (فیلم‌ساز چینی) پیدا کرد، بی‌آن که تقلیدی از آن دو باشد. اصولا این جشنواره فرصتی‌ست استثنایی برای دیدن این‌طور فیلم‌ها که معمولا جای دیگر نمی‌شود …

تک‌درخت و طناب

تک‌درخت و طناب

چشم‌‌‎اندازِ یک تک‌درخت؛ پای آن پیکری، به نظر بی‌جان رها‌شده و بر شاخه‌هایش طنابی آویخته که با آهنگِ باد می‌‌رقصد. بینِ تابلوهایی که درختِ گلابیِ وحشی با آن‌ها به یاد می‌آید، این یکی را می‌توان مشخصاً برگرفته از کیارستمی دانست و به یاد آورد جیلان از همان گام‌های نخست، وقتی در فضای روستاییِ ابرهای ماهِ …

پادکست درباره‌ی «بازی تاج و تخت» – بخش اول

در آستانه‌ی پخش جهانی فصل آخر بازی تاج و تخت روز ۲۳ فروردین در دفتر فرش‌فیلم جلسه‌ای برگزار شد با حضور نغمه ثمینی و مجید اسلامی درباره‌ی ویژگی‌های ساختاری و تماتیک این سریال. در بخش اول این جلسه‌ بعد از مقدمه، نغمه‌ ثمینی به نشانه‌های وجوه اسطوره‌ای سریال و ریشه‌های این اسطوره‌ها پرداخت و مجید …

«روما»ی کوارون و تصویرهای شگفت‌انگیزش

«روما»ی کوارون و تصویرهای شگفت‌انگیزش

مقدمه روما فضا را دوقطبی کرده. چند سال پیش (به‌نظرم سر فیلم ماهی و گربه) نوشته بودم فیلم‌هایی که در موردشان توافق عمومی وجود دارد توهم‌اند، و فیلم‌هایی که فضا را دوقطبی می‌کنند واقعیت‌اند. این که فیلمی را همه دوست داشته باشند معنی‌اش این نیست که مترهای یکسانی وجود دارد. همه دوست دارند، ولی هر …

بخشش لازم نیست اعدامش کنید

بخشش لازم نیست اعدامش کنید

ذره‌بینِ بدگمانی را به دست گرفتن و تفتیشِ نقطه به نقطه‌ی صحنه‌ی جرم/پرده‌ی سینما، از کجا، و از کدامین اثرِ فرهادی، اوّل‌بار، در ذهن‌مان رخنه کرد؟ یادتان می‌آید؟ اگر خوب به یاد دارید، می‌شود به پاسخ یک سؤال دیگر هم کمی فکر کنید: آن‌زمان -که یادتان آمد- که فهمیدید قضیه از این قرار است و …

پادکست اول درباره‌ی جشنواره فیلم فجر

این نخستین پادکست سایت چهار است درباره‌ی کیفیت فیلم‌های جشنواره فجر، که به نحوه‌ی عمل هیات انتخاب جشنواره، مشکلات تولید سینمای ایران و به فیلم‌های غلامرضا تختی، مسخره‌باز و سرخ‌پوست (با اشاره به چند فیلم دیگر) پرداخته‌ایم. پادکست دوم ادامه‌ی این بحث خواهد بود با اشاره‌ به جوایز جشنواره و کیفیت داوری. اگر ساندکلاد باز نشد، به …

جدول ارزش‌گذاری فیلم‌های خارجی سال

جدول ارزش‌گذاری فیلم‌های خارجی سال

  چند توضیح: این جدول به‌مرور کامل‌ خواهد شد و ممکن است رتبه‌ی فیلم‌ها در جدول جابه‌جا شود. بعضی فیلم‌ها مربوطند به سال ۲۰۱۷ ولی امسال دیده شده‌اند (به‌ویژه در جشنواره جهانی فجر). برای فیلم‌هایی که کم‌تر از سه نفر آن‌ها را دیده‌اند رتبه در نظر گرفته نشده. تغییرات جدول با تغییر رنگ مشخص می‌شود. …

وقتی پیرتر بودم

وقتی پیرتر بودم

  کوارونوما. بحثی‌ دیرینه بین نظریه‌پردازان سینما هست درباره‌ی تجربه‌ی مسافر قطار و چگونگی تاثیر این سفر بر شیوه‌ی ادراک این مسافر، که پیش‌تر ادراک بصری کُندتری از جهان داشت و حالا قطار، در نقطه‌ی عطفی، با سرعتی سه برابرِ کالسکه زمان و مکان را می‌ربود و به تبعْ اثری عمیق بر ادراک بصری‌‌اش می‌گذاشت. …

کوارون برای لوبسکی از فیلم‌برداری «روما» می‌گوید

کوارون برای لوبسکی از فیلم‌برداری «روما» می‌گوید

روما، فیلم زندگی‌نامه‌‌ای سیاه و سفید و تکان‌دهنده‌ی آلفونسو کوارون از مکزیکوسیتی ۱۹۷۱، که گروه‌های متعدد منتقدان آن را به عنوان یکی از بهترین‌های سال انتخاب کرده‌اند، بالاخره چهاردهم دسامبر به نتفلیکس آمد. یکشنبه‌ی گذشته روی سن شلوغ استودیوی رالی در هالیوود، نویسنده-کارگردان- فیلمبردار سوال‌پیچِ رفیق قدیمی‌ مدرسه‌ی سینمایی‌اش امانوئل «چیوو» لوبسکی شد، که در …

گفت‌وگو با نوری بیلگه‌ جیلان

گفت‌وگو با نوری بیلگه‌ جیلان

اِمراه کولوکیسا (دبیر بخش فرهنگی): شخصیت سینان با بازی دوغو دمیرکُل تقریبا در هر صحنه‌ای حاضر است و بیش‌تر بار فیلم را به دوش می‌کشد. می‌توان گفت تا به حال کاراکتری تا به این حد پررنگ نداشتید… در عین حال او یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های کارنامه‌تان نیز هست. آیا هنگام خلق این شخصیت، به آدم به‌خصوصی …

درباره‌ «وسترن» (والسکا گریسباخ)

درباره‌ «وسترن» (والسکا گریسباخ)

یک: قصر تصور کنید پنهان شده‌اید لای بوته‌ها و مکالمۀ آدم‌هایی را فالگوش ایستاده‌اید که زبان همدیگر را نمی‌فهمند. یکی‌شان آلمانی‌ست و بقیه بلغارستانی. شما هم آلمانی می‌دانید و هم بلغاری. دست‌تان می‌آید که مرد آلمانی پیِ سیگار است، که زن مغازه‌دار بلغار از سیگار فروختن به او امتناع کرده و حالا دارد روستایی‌ها را …

پوست کندنِ پرتقال خیالی

پوست کندنِ پرتقال خیالی

نمی‌دانم اگر داستان را زودتر خوانده بودم درباره‌ی فیلم چه قضاوتی داشتم، چون تفاوت‌های فیلم سوزاندن با داستان انبارسوزی موراکامی تکان‌دهنده است. داستان پر از جاهای خالی‌ست که فیلم‌نامه آن‌ها را پُر کرده و باعث شده همه‌چیز تفاوت‌ عجیبی پیدا کند. در داستان راوی مردی سی‌ویک ساله و متاهل است و با دختر بیست‌ ساله …

حرف‌هایی درباره‌ی «خواب زمستانی» نوری بیلگه جیلان

حرف‌هایی درباره‌ی «خواب زمستانی» نوری بیلگه جیلان

    روز دوشنبه ۱۹ شهریور ۹۷ جلسه‌ی نمایش فیلم و تحلیل فیلم «خواب زمستانی» نوری بیلگه جیلان به همت کیوان کثیریان در خانه هنرمندان برگزار شد. این فایل صوتی حرف‌های من بود در آن جلسه. اداره جلسه بر عهده کیوان کثیریان است و حضار سوال‌هایی را مطرح کردند که به آن‌ها پاسخ داده شد. …

گفت‌وگو با ایلدیکو انیدی

گفت‌وگو با ایلدیکو انیدی

ایلدیکو انیدی نویسنده و کارگردان پیشروی مجارستانی‌ست. او بین ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۹ هفت فیلم بلند ساخته، از جمله قرن بیستم من که جایزه دوربین طلایی جشنواره کن را گرفت و سیمون جادوگر. هجده سال طول کشید تا دوباره بتواند فیلم بلند بسازد. طی این دوران دشوار، اچ‌بی‌او با او قرارداد بست تا نسخه‌ی مجاری In …

«درباره جسم و جان» ایلدیکو انیدی – ۲

«درباره جسم و جان» ایلدیکو انیدی – ۲

برخی فیلم‌ها فقط قصه می‌گویند. برخی قصه‌ را با تصویر می‌گویند. و فقط معدودی فیلم‌ها تصویر را در جایگاهی شاید مهم‌تر از قصه می‌نشانند. این‌ها فیلم‌هایی‌اند که با تعریف کردن قصه‌شان نمی‌شود تجسم‌شان کرد. فیلم‌هایی که فقط باید دید. جایگاه والای استادان بزرگ تاریخ سینما برای من بیش از هر چیز به تصاویر فیلم‌های‌شان ربط …

به بهانه‌ی «درباره جسم و جان» ایلدیکو انیِدی

به بهانه‌ی «درباره جسم و جان» ایلدیکو انیِدی

زلزله آمده. ایستاده‌ام دم در خانه و همسایه‌ها را نگاه می‌کنم که سگ و گربه‌ به بغل، صندوق‌ ماشین‌ را پر می‌کنند از پتو و رخت و لباس و راه می‌افتند، نمی‌دانم به کجا. برای این که حواسم را پرت کنم می‌چرخم در اینترنت و نگاه می‌کنم اگر یک زلزلۀ اساسی بیاید، چه فوتبال‌هایی را …

به بهانه‌ی «خریدار شخصی» الیویه آسایاس

به بهانه‌ی «خریدار شخصی» الیویه آسایاس

1. آسایاس؛ از بابی مک‌گی تا پاخِلبل. در فضای سرد ساختمانی متروک در خارج شهر، گروهی از جوان‌های عاشق موسیقی راک دهه‌ی هفتاد، جابه‌جا بشکه‌هایی بزرگ افروخته‌اند و با آتش و مواد و موسیقی خود را گرم می‌کنند. دختر عصیان‌گر فراریِ فیلم را می‌بینیم با پس‌زمینه‌ی آتشی که در یکی از بشکه‌ها شعله می‌کشد. ترانه‌ی …

درباره «سه‌رخ» (جعفر پناهی) ۲

درباره «سه‌رخ» (جعفر پناهی) ۲

۱  نزدیک به ربع قرن پس از نمایش بادکنک سفید در کن (و کسب جایزه دوربین طلایی) و پانزده سال پس از حضور موفق طلای سرخ، در آستانه تماشای فیلم سهرخ جعفر پناهی حس‌های متضادی دارم. این بیم و امید نسبت به کیفیت اثری جدید از پناهی برایم از کی شروع شد؟ تا پیش از آفساید همه …

درباره «خوشحال مثل لازارو» (آلیس رورواکر)

درباره «خوشحال مثل لازارو» (آلیس رورواکر)

فیلم در فضایی روستایی آغاز می‌شود و بدویتِ اصیل و تکان‌دهنده‌ی روستا در آن بیش از هر چیز یادآور واقع‌گرایی نئورئالیست‌ها (مثلا استرومبولی) و حتی رئالیسم افراطی برخی آثار پازولینی‌ست (چهره‌های آفتاب‌سوخته و گهگاه زمخت، نگاه‌های دزدکی نابازیگران و شلوغی صحنه)، ولی تقریبا بلافاصله صحنه‌هایی تغزلی از جنس فیلم‌های فلینی هم اضافه می‌شود (طنز، بازیگوشی و …

درباره‌ «سه‌رخ» (جعفر پناهی) 1

درباره‌ «سه‌رخ» (جعفر پناهی) 1

فیلم تازه‌ی پناهی به نسبتِ تاکسی، پرده و این فیلم نیست (که خودشان را به داخل ماشین یا خانه محدود می‌کردند) تنوع لوکیشنی بیش‌تری دارد. خط داستانی و ساختار فیلم (سفر دو نفر به منطقه‌ای دورافتاده برای مطمئن شدن از زنده بودنِ کسی) آشکارا یادآور زندگی و دیگر هیچ کیارستمی‌ست (آن‌جا خردمند و پسرش به …

درباره‌ «جنگ سرد» (پاول پاولیکوفسکی)

درباره‌ «جنگ سرد» (پاول پاولیکوفسکی)

فیلم تازه‌ی پاولیکوفسکی همان چیزی‌ست که باید باشد. کنجکاوی اصلی‌ام این بود که آیا سبک بصری ایدا را ادامه می‌دهد، یا به مدل فیلم‌های قبلی‌اش (که فیلم‌هایی بودند با تصاویر و میزانسن‌های چشم‌گیر، ولی نه کمال‌گرا در حد ایدا) بازمی‌گردد. جنگ سرد قصه‌ی عاشقانه‌ای را با تک‌صحنه‌هایی درخشان در طول زمان تصویر می‌کند، و در …

درباره «کتاب تصویر» (ژان‌لوک‌ گدار)

درباره «کتاب تصویر» (ژان‌لوک‌ گدار)

ژان‌لوک گدار نام بزرگی‌ست. (مگر چند نفر این فرصت را داشته‌اند که در تاریخ سینما نقشی تعیین‌کننده داشته باشند؟) اما جذابیتِ گدار برای من فقط در فیلم‌های اولیه‌اش در دهه‌ی شصت خلاصه می‌شود. فیلم‌های دهه‌ی هفتاد و هشتادش را دوست ندارم و فیلم‌های دهه‌های اخیرش را (عمدا) ندیده‌ام. فیلم تازه‌اش را می‌بینم و دوست ندارم. …