برخاستن از خاکستر

برخاستن از خاکستر

  گردِهم‌آیی‌هایِ هم‌کلاسی‌های سابق در کُنه‌ خود حرکتی آیینی برای متوقّف کردنِ زمان ‌است. آدم‌هایی که مدّت‌هاست از یکدیگر دور افتاده‌اند، جمع‌ شده‌‎اند تا ــ به شکلی نمادین ــ به عقب بازگردند و شِمایی از دورانِ سپری شده بیافرینند. این بازگشت به گذشته قاعدتاً باید برای فرید خوشایند باشد چرا که یادآورِ روزهایی‌ست که همه …

نگاهی به «شماره‌ی 17 سهیلا» محمود غفاری

نگاهی به «شماره‌ی 17 سهیلا» محمود غفاری

علاقه‌ی سهیلا به رادیو به چشمِ مسعود غریب و دمده می‌آید. می‌گوید رادیو دوره‌اش گذشته و چیزی‌ست دلخواهِ پیرمردها. سهیلا بیش از آن‌چه باید از طعنه‌ی مسعود می‌‌رنجد. چرا؟ آیا اشاره به پیری او را یادِ سن و سال و فرصت‌های هدر رفته انداخته؟ در نگاه اول شاید، امّا با تعمّقِ بیش‌تر پای دلایلِ پیچیده‌تری …

یادداشت‌هایی برای بولتن جشنواره

یادداشت‌هایی برای بولتن جشنواره

حادثه شبانه (تمیربک بیرنظرف) اگر خیال می‌کنید با یک مرد تحقیر شده و تنها، زنی بلوند و مرموز، قتل، پلیس و عشقی محتوم و عجیب جز یک فیلم‌نوآر چیز دیگری نمی‌شود ساخت، باید حادثه شبانه را ببینید. مرد در واقع یک پیرمرد چاق و مست و به آخر خط رسیده است در دهکده‌ای دورافتاده در …

آلیس در سرزمین عجایب

آلیس در سرزمین عجایب

«تیتوی کوچک» خیال می‌کند آدم‌ها که می‌میرند، می‌روند به سیاره‌ای ناشناخته در کهکشان و می‌‌شود با کامپیوتر سخن‌گویی که عموی دانشمند او اختراع کرده باشان حرف زد. کامپیوتر هوشمند به او می‌گوید شکافی هست در مدار سیاره‌ها که هر بیست‌و‌پنج ‌سال یک‌بار، تنها برای چند دقیقه باز می‌شود؛ شکافی که آن سویش جهانی دیگر است، …

درباره‌ی «کله‌سرخ» کریم لک‌زاده

درباره‌ی «کله‌سرخ» کریم لک‌زاده

قصه مرد کنج اتاقی محقر که با شعله‌ی اجاق‌گاز محقری گرم می‌شود خوابیده. با صدای ضرب‌ ریگ‌ها بر شیشه‌ی پنجره تکان نمی‌خورد و بیدار نمی‌شود. ریگ می‌شود قلوه‌سنگ و شیشه را می‌شکند و از خواب می‌پراندش، بیدارش می‌کند. زمستان است و هوا بس سرد. مرد اما خیال‌اش نیست. خیال‌اش به هیچ نیست انگار. چهره و …

شب هزار و یکم

شب هزار و یکم

شب یکم. تمرین اول همیشه سخت است. نمی‌دانی این گروه پنجاه نفره‌‌ای که در این لحظه‌ی شروع، با لبخند دور زمین گرد ایستاده‌اند و به هم انرژی می‌دهند، ‌چه مسیری را پیش رو دارند تا رسیدن به هدف. نمی‌دانی حالا که از روی کاغذ به اجرا رسیده‌ایم، چه‌طور پیش خواهیم رفت. نمی‌دانی آستانه‌ی صبر گروه …

… و ماهیان چگونه گوشت‌های مرا می‌جوند!

… و ماهیان چگونه گوشت‌های مرا می‌جوند!

نگاه بافاصله. هجوم را به اندازه‌ی ماهی و گربه دوست ندارم. دلم برایش کم‌تر تنگ می‌شود و به‌سختی می‌توانم فضای داستانی‌اش را از تصمیم‌های پشت صحنه‌اش تفکیک کنم. از ماهی و گربه کوتاه‌تر و از آن فشرده‌تر است. زمان‌های مرده‌اش کم‌تر است. ماهی و گربه با زمان‌های مرده‌اش اجازه می‌داد مایه‌هایش را هضم کنیم. ساختارش …

درباره‌ی «هجوم» شهرام مکری

درباره‌ی «هجوم» شهرام مکری

هجوم ماهی‌ها. جایی اوایل ماهی و گربه یکی از گربه‌‌ها به یکی از ماهی‌ها به عتاب گفت: «از حصار رد شدین؟!» آن‌ها، چند ماهی، ندانسته و معصومانه از حصاری رد شده‌ بودند. از مرزی، از تنگ بلورشان، از برکه صاف و خلوت‌شان، مرزی را که نمی‌دانستند و نديده‌ بودند، رد كرده ‌بودند بی‌خیال و سبکبال، …

گفت‌وگو با نسیم احمدپور

گفت‌وگو با نسیم احمدپور

مجید اسلامی: قبل از هر چیز می‌خواستم درباره‌ی کار دراماتورژ در تئاتر توضیح بدهید. از دراماتورژی تعریف‌های مختلفی وجود دارد و درنتیجه این سِمت مشخص‌کننده‌ی کاری که انجام می‌دهی نیست. یعنی هر دراماتورژی ممکن است حوزه فعالیتش را طور متفاوتی توضیح بدهد. کاری که من انجام می‌دادم کاری بود در حد فاصله‌ی نویسنده و کارگردان. …

درباره‌ی «تمارض» عبد آبست

درباره‌ی «تمارض» عبد آبست

دایو پیتر پن. در مجموعه اصطلاحات فوتبال، تمارض را این طور تعریف می‌کنند: «خود را به عمد بر زمین انداختن به قصد گرفتن پنالتی یا ضربۀ آزادی ناجوانمردانه». در قوانین فوتبال، هر حرکتی به منظور فریب داور، جعل آسیب‌دیدگی و شبیه‌سازی، «رفتار غیرورزشی» تلقی و با کارت زرد جریمه می‌شود. تمارض مسئله‌ای کاملاً سوبژکتیو و …

درباره‌ی «خانه» اصغر یوسفی‌نژاد

درباره‌ی «خانه» اصغر یوسفی‌نژاد

خانه، مورد هجوم است. درست مثل جسدی که تازه از تپندگی زندگی افتاده و آرام آرام بافت‌هایش در برابر حملۀ موجودات تجزیه‌گر از هم می‌پاشد و می‌پوسد، و آن‌چه پناهگاه حضور گریزپایی به نام زندگی بوده حالا تبدیل می‌شود به کمین‌گاه مرگ. درست مثل جسد پدر، که دختر آن را گروگان گرفته در اتاق، و …

درباره‌ی «کوه» امیر نادری

درباره‌ی «کوه» امیر نادری

من و فرزاد پورخوشبخت هر دو به یک اندازه عاشق «دونده‌» بودیم (و به یک اندازه از برخی نقدهای منفی زمان اکران فیلم خشمگین بودیم) و این در تحکیم دوستی‌مان نقش داشت. نمایش «کوه» (فیلم تازه‌ی امیر نادری) را بهانه کردیم تا با هم از امیر نادری و سینمایش بگوییم. این‌ گفت‌وگو البته بیش از …

درباره‌ی «رگ خواب» حمید نعمت‌الله

درباره‌ی «رگ خواب» حمید نعمت‌الله

  امتیاز (از ۵ ستاره): 1/2* ۱. در تیتراژ اولین فیلم حمید نعمت‌الله بوتیک نام خانوادگی او «نعمت‌ اله» نوشته شده، رسم‌الخطی قدیمی با یک لام محذوف. بعد از بوتیک همیشه چیزی در سینمای نعمت‌الله کم بوده، لام محذوفی که تماشای بی‌پولی، آرایش غلیظ و رگ خواب را برایم هر بار به تجربه‌ای همراه با …